تقلید و تبعیت شرعی از زن منعی ندارد ساخت فيلم مستند با سوژه آخوندي و نقش وبلاگ نويسي در دنياي آخوندي؟!
دی ۰۶

ساليان درازي است كه حقوق زنان در ممالك ديني و اسلامي به يك چالش جدي مبدل گشته است بطوري كه از آن بعنوان يك معضل نقض حقوق بشر ياد ميشود از اينروست كه دينمداران اگر بفكر اسلام هستند و برايش دل ميسوزانند بايد هرچه سريعتر نسبت به اصلاح دستورات ديني پيرامون حقوق زنان در جوامع كنوني اقدام نمايند و پويايي دين را در اين زمينه به اثبات برسانند تا تابلوي لگدكوب كردن حقوق بشري و انساني زنان بر پيشاني اسلام به زير آورده شود. نويسنده سعي دارد به نوبه خود در زمينه احقاق حقوق زنان در جوامع انساني از اينرو كه انسانند و نه بخاطر جنسيتشان فعاليت نمايد شايد اثر بخش باشد.

چندي پيش پرسشي داشتم از بانوي مجتهده زهرا صفاتي پيرامون مرجعيت زنان كه با پاسخ جالبي روبرو شدم و آن اينكه زنان هم ميتوانند مرجع تقليد باشند . اين پاسخ جالب مرا بر آن داشت تا از ديگر مراجع تقليد كه همگي هم مرد هستند استفتاء نمايم تا از نظرات ايشان بي بهره نمانيم و تقريبا همه بزرگواران پاسخ دادند. برخي از اين بزرگواران بدون توجه به شرايط زمان و مكان و بهره مندي از دلايل عقلي صرفا به برخي روايات استناد كردند كه حكايت از آن دارد كه از سوي برخي علماء هيچ سعي و تلاشي پيرامون بروز كردن و تطبيق كردن برخي دستورات ديني و تقليدي با شرايط كنوني صورت نمي پذيرد در حالي كه اصولا تقليد از باب ضرورت و بر فرض ناآگاهي است تا حصول آگاهي نسبت به حكم موضوع واجب شرعي است اما وجوب تقليد در هر شرايطي جايز نيست بلكه بر اساس دستورات مسلم و بلامنازع ،در صورت آگاهي كافي و وافي و داشتن توان استنتاج و استدلال فرد نسبت به احكام شرعي، تقليد بر وي حرام نيز ميشود.

برخي از علماء مثل آيت ا… سيستاني نيز بدون تعيين حكم موضوع، دلايل را به مراجعه به كتب اصول و فقه حواله دادند!؟ اگرچه از نوع پاسخشان بر ميآيد كه ظاهرا نظر ايشان هم بر عدم تقليد از زنان است كه اميدوارم در فرصتي مناسب اقدام به پاسخي مناسبتر و روشنتر نمايد چرا كه در دريافت و ارايه احكام شرعي نبايد كوتاهي ويا ملاحظه كاري شود! برخي نيز با فرار از پاسخ سريع و به شيوه اهانت آميزي (به نظر من) پاسخي غير فقهي داده اند كه من از ذكر نام آنها خود داري ميكنم يكي گفته بود كه:«حق ندارد…(يعني زن حق ندارد مرجع تقليد شودو كسي هم حق ندارد از او تقليد كند…) كه واقعا بايد براي مسلمين تاسف خورد؟! فردي ديگر از اين بزرگواران نيز بدون تعيين حكم موضوع مورد پرسش گفته است!:«اين بحث فائده چنداني ندارد زيرا آنچه عملاً و در خارج مي بينيم فاصله زيادي بين مجتهدين مرد و زن (اگر مجتهداني داشته باشند) از نظر علم و فضيلت وجود دارد »

ظاهرا ايشان قايل به اين هستند كه در ميان زنان هيچ مجتهده اي وجود ندارد!؟ و البته حتي اگر چنين باشد كه نيست در فرض سوال ميبايست پاسخ ميدادند. به هر حال از نوع نظري كه داده اند ميتوان تشخيص داد كه نظر ايشان چيست؟…به برداشت من برخي فايده اينگونه مباحث را فقط در اين ميبينند كه مثلا بايد تعيين كنند انسان ميتواند چند زن داشته باشد؟! و چند تا را ميتواند صيغه كند !!!؟؟؟ اما و قتي صحبت از حقوق زنان ميشود آنرا با اين بهانه كه از موارد مبتلابه جامعه نيست از آن سر باز ميزنند ؟؟؟!!! و البته دو مورد پاسخ عالمانه و مسئولانه از دو شخصيت مرجع تقليد و معروف در علم و فقاهت نيز دريافت كردم كه اين دوپاسخ را به جامعه زنان مسلمان هديه مينمايم باشد تا زنان مسلمان خود از حقوقشان دفاع نمايند و احقاق حق كنند.آن دو فرد بزرگوار حضرات آيات حسينعلي منتظري قايم مقام سابق رهبري آيت ا… خميني و يوسف صانعي دادستان كل سابق در زمان رهبري آيت ا… خميني است كه عينا استفتاء و پاسخ آن دو فقيه عالي مقام در ذيل ميآيد . اين پاسخها نويدي است براي زنان تا بتوانند در همه عرصه هاي سياسي و اجتماعي و ديني حضوري ملموس و مساوي با مردان داشته باشند و اگر چنانچه موانعي مانع حضور ارزش واقعي آنها ميشود خود در رفع آن اهتمام بورزند و البته مردان انسان دوستي چون آيت ا… منتظري و آيت ا… صانعي نيز حمايت خواهند كرد انشاءا

پرسش یا استفتاء:در بين علما و جوامع اسلامي مرسوم است كه از زنان تقليد نشود و از سويي قول مشهور علما و آنچه در دستورات ديني در قران و كلام ائمه آمده در وحله اول وجوب كسب علم بر مسلمين است و بايد به درجه اي از علم برسند كه خود احكام ديني را بدست آورند و در صورت عدم توانايي در استنتاجات ديني واجب است از مجتهد اعلم تقليد كنند و از سويي قيد «مرد اعلم» متفق القول نيست.

با توجه به شرط اعلميت براي مرجعيت در تقليد خواهشمند است به سوالات ذيل پاسخ دهيد.

۱- آيا از نظر شما «مرد بودن» از شروط مرجعيت است؟ مبناي محكم فقهي و قرآني آن چيست.

۲- درصورت اعلميت خانمي در ميان علماي اسلامي آيا عقلاني و شرعي است از مرديكه كمتر از آن خانم مجتهده اعلم،دانايي دارد و كمتر از وي حكم خدا را ميداند تقليد شود؟ دليل شرعي و عقلي آن چيست؟

۳- به چه دليل جنسيت از نظر برخي ملاك مرجعيت است و در برخي احكام شرعيه مشترك بين اكثر مراجع مثل شهادت(چهار شاهد مرد در برابر هشت شاهد زن) و ديات و ارث، تفاوت و تبعيض بسيار بين زن و مرد ميباشد. با تشكر ۲۴/۲/۱۳۸۵

آيت اللّه منتظري:باسمه تعالي پس از سلام مساله تقليد از مجتهد از مقوله حاكميت نيست بلكه از باب رجوع جاهل در هر فنّ به عالم و متخصص آن فنّ است و سيره عقلاء بر آن مستمر است. و نزد عقلاء در اين امر فرقي بين كارشناس مرد و كارشناس زن نيست.ان شاء اللّه موفق باشيد.۲۶/۲/۱۳۸۵

آيت اللّه صانعي:بسمه تعالى تحصيل علم و اجتهاد را نمي توان مخصوص مرد دانست; چرا كه همه انسان ها به كسب علم تشويق شده اند; و امّا مسئله قضاوت و مرجعيّت و ولايت و رهبري، مسائلي است كه عقيده بنده اين است كه زن مي تواند تمام اين مراحل و مراتب را دارا گردد و در مورد زن، بايد به زهرا(عليها السلام) و زينب و امّ كلثوم(عليهما السلام) و همه زنان با فضيلت عالم نگاه كرد.

بانوی مجتهده زهره صفاتی:به نظر اينجانب اگر خانمى به درجه‏اى از اجتهاد برسد كه در تمام فقه صاحب نظر باشد، تقليد از او ممنوعيت شرعى ندارد به دليل اين كه منعى از سوى شارع نداريم.

آيت الله موسوي اردبيلي :بنابر مشهور يكي از شرايط مرجعيت مرد بودن ميباشد.در مقام استفتاء مجال مجال ذكر ادلّه نيست،بايد به كتب مبسوطه‌ي روايي و فقهي رجوع كرد.۲۴/۳/۱۳۸۵

۱۱ پاسخ به “زنان ميتوانند مرجع تقليد، رئيس جمهور و قاضي شوند.”

  1. سید گفت:

    به نام خدا
    با سلام
    چه بهتر است مراجعی را که باید از آن ها استفتا شود را استفتا می کردید بد نیست سایت مدرسین قسم هم سری بزنید
    وقتى شرافت و وجدانتان چيزى را باور مى كند، آن باور را امضا كرده، و به مردم منتقل كنيد.

  2. سید گفت:

    به نام خدا
    با سلام
    چه بهتر است مراجعی را که باید از آن ها استفتا شود را استفتا می کردید بد نیست سایت مدرسین قم هم سری بزنید
    وقتى شرافت و وجدانتان چيزى را باور مى كند، آن باور را امضا كرده، و به مردم منتقل كنيد.

  3. قلم گفت:

    با خاطره هایی که خودم از دبیرستان دارم فکر می کنم خیلی خوب که این جور مسائل فقهی را برای بچه هایی که تازه از دنیای اطرافشون خبردار می شند روشن کرد. چون خیلی وقتها این ها باعث احساس دوری و بیگانگی بچه ها با مذهب می شند.

  4. آران گفت:

    باسلام
    خيلي بهتر بود كه دراين باره نظرات علماء بزرگوار ديگر رانيز درج مي كرديد.
    فكر كنم كه دراين باره هيج منعي ندارد كه زني تحصيل علم كرده وبه مرتبه ي اجتهاد برسد؛ولي يكي از شرايط مرجعيت(نه اجتهاد) طبق نظر تمام مراجعي كه تقليد از ايشان مكفي است مرد بودن است. واين با نقض حقوق زنان موافق نيست.

  5. آران گفت:

    باسلام
    بهتر بوددراين باره نظرات مراجع بزرگوار ديگر رانيز درج مي كرديد.
    دراين باره هيچ منعي ندارد كه زن تحصيل علم كند و به مرتبه ي اجتهاد برسد بلكه طبق نظر تمام مراجعي تقليد ازايشان مكفي است يكي از شرايط مرجعيت( نه اجتهاد)، مرد بودن است واين با نقض حقوق زنان موافق نيست.

  6. علي گفت:

    اين را ديگر هر بچه اي هم ميداند كه رعايت عدالت درباره زنان با مشابه بودن حقوق آنها با مردان كاملاً متفاوت است و اتفاقاً عدالت اقتضا ميكند كه گاهي حقوق زنان متاوت با مردان باشد. به يقين مطرح كنندگان مسائل اينچنيني كه در بالا آورديد نه تنها از سر دلسوزي براي اسلام و زنان نبوده بلكه ايجاد شبهه و وهن در دين ميكند كه از مقاصد دشمنان اسلام است و ظاهراً شما هم اهداف مثبتي را دنبال نميكنيد…

    ————————————————————————–
    جناب علی تبریزی

    شما از کجا کشف کرده اید که عدالت اقتضا میکند که گاهی حقوق زنان با مردان متفاوت باشد.این اقتضا اگر اقتضا طبیعی است به چه دلیل؟ اگر اقتضا فقهی است و یا عقلی است به چه دلیل؟
    و اگر اقتضا نظر شماست که از اتهامی که با بی تقوایی به من زده اید روشن است!!!!

  7. اصغر گفت:

    برادر گرامی برای یک تحقیق جامع باید تمام نظریات را بررسی کرد نه فقط آنچه باب میل شما هست. در این موضوع هم مطمئنا در اسلام دلیلی محکم هست که امثال شما نمیدانندو نمی روند تحقیق کنند. و از این طریق به شبهه پراکنی میپردازند.

    ——————————
    پاسخ:این دلیل محکم چیست؟ذکر کنید! لابد خون حیض و نفاس و استحاضه دلیل محکمه نه!؟ و یا زاییدن زنان!!؟؟

  8. اصغر گفت:

    توجه شما را به چند نكته جلب مى‏نماییم:
    ۱ - در ایدئولوژى اسلام زن و مرد هر دو از یك گوهر آفریده شده‏اند و هیچ یك بر دیگرى برترى ندارند، مگر به تقوا (۱)
    ۲ - دانش‏طلبى و فقاهت مورد تأكید اسلام است و در این امر بین زن و مرد تفاوتى نیست، همان گونه كه مردان مى‏توانند در دانش امروزى و فقاهت به مقامات عالى برسند، زنان نیز مى‏توانند، لیكن با وجود تفاوت‏ها در سلایق، تمایلات و استعدادها در این دو صنف، تفاوت هایى وجود دارد.
    ۳ - همان گونه كه در كتاب تكوینى و خلقت بین زن و مرد تفاوت است و این براساس نظام احسن در خلقت است، در كتاب تشریع، وظایف و مسئولیت‏ها نیز بین این دو تفاوت است.
    به قول شاعر:
    جهان چون خط و خال و چشم و ابرو است
    كه هر خیرى به جاى خویش نیكوست‏
    حال با توجه به نكات یاد شده مى‏گوییم:
    ایدئولوژى اسلام، رئالیستى و واقع گرایانه است. واقعیت این است كه زنان و مردان در كتاب خلقت متفاوتند، حتى یك تار موى زن و مرد متفاوت است. (۱)
    زنان و مردان هم از نظر امور جسمانى و فیزیولوژیك متفاوتند و هم از نظر روانى و عواطف و پیكولوژیك لازمه این تفاوت در آفرینش، تفاوت در مسئولیت‏ها و وظایف است. در همین راستا اسلام در برنامه ریزى زندگى ما مسؤلیت‏ها و وظایف، هماهنگ با تفاوت‏هاى آفرینش برنامه ریزى نموده است. برخى از مسؤلیت‏ها و وظایف در زنان و مردان یكسان و برابر، برخى متفاوت و برخى ترجیحاً به یكى از این دو صفت واگذار شده است. خداوند حكیم از زیر و بم آفرینش انسان با خبر است، با وجود تفاوت‏ها در آفرینش این دو بار مسؤلیت را هماهنگ با آن قرار داده است.
    اگر خداوند به مردان اندامى درشت و بازوانى قوى و متناسب با كارهاى سخت و سنگین داده است، كارهاى سخت به مردان سپرده مى‏شود. اگر به زنان اندامى ظریف، و عواطف و احساساتى لطیف داده است، كارهاى ظریف و هنرى و عاطفى به آنان سپرده مى‏شود. هیچ كس در این مسئولیت‏ها اعتراضى ندارد، و این عین حكمت و براى دوام نسل بشر ضرورى است. در تفاوت‏هاى مسئولیتى در برخى منصب‏هاى اجتماعى نیز چنین است. لازمه زن یا مرد بودن این است كه هر یك با مسئولیت‏هاى ویژه باشد. همان گونه كه جامعه پذیرفته است تمامى كارهاى پر مشقت و خطرناك به حق باید برعهده مردان باشد، باید پذیرفت كه برخى از سمت‏هاى اجتماعى برعهده مردان باشد، چون این تفاوت‏ها لازمه آفرینش زنان و مردان است.
    مرجعیت دینى یك حق نیست كه زنان از آن محروم شده‏اند، بلكه تكلیف و مسئولیت است. بسیارى از بزرگان فقاهت حاضر نمى‏شدند مرجع شوند، چون این كار تكلیف است و مسئولیت دارد. آنچه مایه ارزش آدمى است، مرجعیت نیست، بلكه فقاهت است كه در آن زن و مرد یكسانند. هر كه بخواهد مى‏تواند فقیه بشود. مرجعیت از شئون امامت و كارهاى اجرایى است كه با توجه به همه جوانب ایدئولوژى اسلام، از ویژگى‏هاى مردان است. چون در اسلام یك سرى خطوط قرمز در معاشرت‏هاى زنان و مردان وجود دارد كه در صورت تصدى زنان به شئون امامت، چاره‏اى جز نادیده گرفتن این خطوط قرمز وجود ندارد. (۱)
    پى‏نوشت‏ها:
    ۱ - حجرات (۴۹) آیه ۱۳.
    ۲ - دكتر سید رضا پاك نژاد، اولین دانشگاه، ج ۱۹، ص ۲۸۰ - ۲۹۳.
    ۳ - براى توضیح بیشتر مراجعه شود، به: زن در آینه جمال و جلال، اثر آیة الله جوادى آملى، فصل چهارم رحل شبهات و روایات معارض.

    ————————————
    پاسخ:ضمن سپاس از توضیحاتتون و بردباری شما در گفتمان،به این چند جمله اکتفا میکنم که «تقلید و مقلد،مرجعیت و مراجع،تنها رجوع جاهل به عالم است و فرقی بین اینکه مراجعه کننده یا رجوع شونده مرد باشد یا زن نیست.بحث جهلیت و علمیت است و نه حق و حقوق و تکلیف؟و این یک امر کاملا عقلایی است و نه کلامی و روایی. این نظر قطعی من پیرامون موضوع مذکور است.» موفق باشید.

  9. Ambien no prescriptions گفت:

    خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
    یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/

  10. Ambien no prescriptions b گفت:

    خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
    یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/

  11. صابره گفت:

    مرجعيت يك حق نيست بلكه وظيفه است واين فقط وظيفه مردان ميباشد
    اكثر هم لا يعقلون

    ————————
    پاسخ:شما از کجا به اینکه مرجعیت حق نیست و اینکه وظیفه است رسیده اید!؟و چگونه نتیجه میگیرید که فقط وظیفه مردان است!؟
    جهت اطلاع :مرجعیت را در ادبیات عرب محل رجوع برای دانستن (دانستن حکم موضوعی) گویند. آیا زنان نمیتوانند عالم باشند و دانش ارائه دهند و تعیین حکم کنند!!؟؟ آنچه ملاک در مرجعیت است علمیت و دانش است که جاهل به دانا و عالمی مراجعه میکند برای بدست آوردن آگاهی از حکم موضوعی، آیا ارائه دانش زن و مرد دارد و زن نمیتواند تحصیل علم کند و عالم شود و رفع جهل بنماید!؟ حالا این «اکثرهم» چه کسانی هستند!!؟

    /احمدپور

نظر دهید