نکته اول: انقلاب مردمی ایران در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ به نتیجه رسید و کشتی مبارزه برعلیه طاغوت و مستبد به ساحل نشست. این انقلاب که از بزرگترین حوادث عصر خویش بود، در حالی مورد توجه جهانیان قرار گرفت که همه اقشار و اصناف جامعه با عقاید گوناگون در ایجاد و پیروزی آن نقش داشتند.شور شعف خاصی در بین جامعه ایجاد شده بود و هرکس به نوبه خود سعی می کرد تا گوشه ای از بار مشکلات را بر دوش گرفته، راه را برای نهادینه کردن دموکراسی و جمهوریت باز نماید۰ خلاصه اینکه داستان استبداد زدایی و از سویی فقرزدایی داستانی است که در طول ۳۱ سال گذشته فراز و نشیب فروانی داشته است و بر محتوای داستان هر ساله افزوده شده است۰از همان ابتدای پیروزی انقلاب رفته رفته اختلافات عقیدتی و سلیقه ای سر برون آورد و کار به حذف فیزیکی کشیده شد.حوادث اوایل انقلاب و دهه شصت و دهه هفتاد با همه ناملایمات و بیعدالتیها و خوبیها و بدیها، جنگ و ایثارگریها،پشت سر گذاشته شد و به دهه هشتاد رسید’ دهه ای که با نسل جدید انقلاب’ خود بسترساز حوادث جدید و مورد توجه افکار عمومی جهانیان شد و تا اکنون چشمها همه معطوف به ۲۲ بهمن فردا بخصوص در تهران شده است. آیا انبوه جمعیت، فرمانروایان فعلی انقلاب را تایید خواهد کرد؟ یا اینکه به آنها خواهند گفت که باید بروند و سکان هدایت انقلاب را به افراد جدید بسپارند!؟ فرمانروایان تابع رای و خواست مردم خواهند بود یا اینکه در برابر آنها مقاومت و موضع نظامی خواهند گرفت!؟؟ کدامیک؟ هر چه هست امیدوارم خون از دماغ کسی نریزد و طرفین بصورت مسالمت آمیز،معقول و منطقی صف آرایی کنند و تسلیم خرد جمعی شوند.
نکته دوم: امروز احضاریه ای از سوی دادیار شعبه چهارم دادسرای ویِژه روحانیت به خانواده من تحویل شد تا روز سه شنبه ۲۷ بهمن ماه ساعت ۹ صبح خودم را جهت ادای توضیحات معرفی کنم. البته مشخص نشده است که چه چیزی را باید توضیح دهم!؟ وکیل هم که گفتند نمی توانم داشته باشم، تا هفته آینده فرصت زیاده باید یه دور وب سایت و نوشته هایم را مرور کنم شاید مفید باشد.
نکته سوم:۲۲ بهمن متعلق به هیچ گروه و جناح خاصی نیست و همه ملت میتوانند در آن شرکت داشته باشند. امیدوارم شرکت امثال من در راهپیمایی و مراسم جشن پیروزی انقلاب جرم محسوب نشود و از اتهامات جدید در رسیدگی به پرونده ام محسوب نگردد هر چند خیلی هم فرقی نمی کند اما درد آور است!!..