من آزاد شدم اما نظام یعنی چه!؟ چهلمین روز رحلت آیت الله منتظری ره
دی ۲۵

پیش خوان: هرگونه عمل تروریستی که از مظاهر و مصادیق عینی خشونت و بی رحمی است محکوم است. بمب گزاری در تهران که منجر به کشته شدن یک شهروند ایرانی و استاد دانشگاه شد با هر انگیزه و توسط هر کس و یا گروه و سازمان صورت گرفته، عملی غیر انسانی و ضد بشری است . برای باز ماندگان شکیبایی و تحمل مصیبت  را از خداوند مسئلت دارم.

برخورد سیاسی:  روز چهارشنبه ۲۳ دیماه ۸۸ دو نامه از سوی «معاونت طلاب و دانش آموختگان حوزه علمیه» و «مدیریت بهره برداری شهرک مهدیه حوزه علمیه قم»  بدستم رسید (تصویر نامه ها پیوست است) دال بر تخلیه فوری منزل سازمانی در اختیار. لازم به توضیح نیست که این دونامه، فشار و برخوردی کاملا سیاسی است چرا که افرادی در این شهرک سازمانی سکونت دارند که حدود ۱۵ سال بلکه تا ۲۰ سال سابقه سکونت دارند و اتفاقا برخی از این افراد هم منزل شخصی دارند و هم متمکن هستند در صورتی که من حدود ۱۰ سال سکونت دارم، نه مسکن و زمین شخصی دارم و نه …. در بازجویی از مدت سکونت من در شهرک پرسیده شد و دادیار محترم هم در حضور من و همسرم دوباره تاکید کرد که اگر لازم بود دستور تخلیه منزل و قطع شهریه را صادر می کرد و اما گفت اینکار را نمی کند!؟.

راستش اگر مرا زندانی میکردند ( که احتمالش هم زیاد است) و در زندان تحت فشار قرار میگرفتم تعجب نمیکردم و آنرا بدیهی میدانستم ولی اینکه بخواهند بواسطه آواره کردن خانواده ام و قطع شهریه طلبگی برای فشار بر من استفاده کنند را محتمل نمیدانستم. مرور زمان و تجربه فشارها و محرومیتها ثابت خواهد کرد که این قبیل اعمال نه تنها هیچ تاثیری بر پایداری ام بر مواضع نخواهد داشت بلکه پایدارتر نیز خواهم ماند.

حالا کاملا برایم مسجل شد که برای فشار بر منتقدین و مخالفین از هر اهرم و ابزاری استفاده خواهند کرد یعنی همان جمله معروف که میگفت:”هدف وسیله را توجیه میکند” و اتفاقا آنرا هم همیشه نفی میکردند و به گروههای چپ کمونیستی و مارکسیستی نسبت میدادند، معلوم شد که دوستان مثلا ضد کمونیست چقدر تابع روس و کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی  شده اند!!؟

در بازجویی روزی اشاره ای کردند به اتفاقی که برای پسر شیر خواره ام ارشیا جان افتاد (زمانیکه من در بازداشت بودم نمیدانم چگونه ارشیا نفت خورده بود که ۲ روز در بیمارستان کودکان قم بستری شد) اینکه این اتفاقات از عواقب کارهای من است و اینکه ادامه هم خواهد داشت!!! و مواردی پیرامون خانواده و بچه ها و دخترانم که سر فرصت در یک پست جداگانه خواهم نوشت.

هم توی بازجویی و هم طی مراحل بررسی پرونده ام در دادیاری شعبه ۴ دادسرای ویژه روحانیت چقدر برایم ملموس شد که برای آقایان چقدر هدف وسیله را توجیه می کند و چقدر بر تعجبم می افزود و چقدر از اندیشه و موضع خودم خوشحال می شدم و چقدر به “اخلاقی بودن” و “درست بودن اندیشه ها و اعتقادات و روشهای زندگی” خودم افتخار می کردم. به هر حال من همه این فشارها و فشارهای بعدی و احتمالا زندانی شدنم را به فال نیک می گیرم و خیلی خوشحالم که زندگی سالمی داشتم و هیچ اندوخته ای از بیت المال ندارم و نزد خدای خویش و در آینده رو سفید در نزد مردم خواهم بود و اینکه بخاطر “در کنار مردم بودن” و “برای مردم بودن” و بخاطر اندیشه هایم تحت فشار قرار می گیرم و در سلول انفرادی…حبس شدم و احتمال زندانی شدنم، را نیز توشه ای برای آخرتم میدانم. الخیر فی ما وقع….

بستری شدن ارشیا بخاطر مسمومیت با نفت زمانی که من در سلول انفرادی… بودم(بیمارستان کودکان قم)

ارشیا در بستر مسمومیت نفت      ارشیا جان در بستر مسمومیت با نفت

تصاویر دستور تخلیه خانهء در اختیار

نامه دستور تخلیه منزل سازمانی                نامه دستور تخلیه خانه سازمانی

                                                                 

۳ پاسخ به “فشار سیاسی با دستور تخلیه خانه”

  1. ایران ما گفت:

    این آقایان ید طولایی دارند در خانه خراب کردن مردم! از یک خانواده گرفته تا یک ملت! به حق ناله های فاطمه زهرا(س) پروردگار ما را به حال خود مگذارد.

  2. ایران ما گفت:

    این آقایان ید طولایی دارند در خانه خراب کردن مردم! به حق ناله های حضرت زهرا(س) پروردگار ما را به حال خود مگذارد. طاقت بیار رفیق…

  3. 33 pol گفت:

    refiq e aziz:
    shakiba bashid. douran e aqayan beh payan resideh ast. aqayan nayamooxteh and keh hargez dar hich kojay e tarix regime dictatory, an ham az nouy e maz’habi davami nadashteh ast. ma bishomaranim va piroozi az an e ma ast!

نظر دهید