پیش از آنکه به این پرسش پاسخ دهم نیاز است پیشاپیش به این نکته به پردازم که:
وقتی پیش از ۱۲ سال گذشته، بخاطر برخی بی توجهی های دولتهای وقت، حال و هوای عمومی کشور از جهات مختلف میرفت تا به یک انفجار اجتماعی و سیاسی تبدیل شود،سیدی بزرگوار پا به عرصه انتخابات سال ۱۳۷۶ شمسی نهاد که موجب شد تا احتمال انفجاری ناهنجار به فرصتی برای تامین مطالبات و خواسته های مردمی تبدیل شود.
با ایجاد حماسه دوم خرداد ۷۶ به جهت حضور چند ده میلیونی مردم در پای صندوقهای رای و انتخاب آن سید همه حیرت زده شدند،تا اینکه بعد از ۸ سال تلاش و کوشش هم از سوی دولت اصلاح طلب و هم از سوی نشریات و احزاب و شخصیتهای اصلاح طلب تحولی ماندگار در نحوه گفتمان سیاسی و اجتماعی پدیدار گشت و هنوز هم این پدیده در بین مردمان و نشریات و احزاب هواخواهان بسیار دارد.
و البته آن سالهای اصلاح طلبی که بعدها به سالهای امید و یاس شهرت یافت دورانی بس پر فراز و نشیب و پر هنجار و ناهنجار بود،هزینه ها بسیار پرداخت شد،خردها بسیار به اسارت و قلمها بسیار شکسته شد و کتاب و نشریه ها بسیار به محاق توقیف و تعطیلی رفت، مانع ها و بحرانها بسیار پدید گشت تا شاید بار دیگر، چنین مطالباتی به شعار و شعور تبدیل نشود! زمین و زمان، دین و دنیا و امر حکومتی به هم دوخته شد تا معینی در رقابت بماند و کروبی ای رئیس جمهور نشود!؟
و ترکیب جهل و ثروت و خشونت موجب شد تا چهار سال حاکمیت دروغ و دغل چنان عده ای را از عمل خویش پشیمان کند که حاضر شدند هرکس بیاید جز اینکه دروغگو و بلوف زن بار دیگر حاکم نشود.
و این چهار سال چنان بر مردم تنگ آمد که به هرکس و هر چیز متوسل میشوند تا دیگربار و با دست خود نا اهل و نادان را بر سرنوشت خویش مسلط نسازند. و اما همین ناچاری و به تنگ آمدن چنان بر عده ای تنگ شده است که شاید پرنده ای ناقابل و رنگ شده را جای قناری بخرند و کلاغ را جای کبوتر در آسمان بینند! و مهی غلیظ چنان جلوی دید را بگیرد که بیننده را دچار خطای در دید کند.هر چند بدانند باید «نه» گفت….
اما رسیدن به این «نه گفتنها» چنان جامعه را سر در گم کرده که شاید براحتی احمدی نژاد دیگری را جای قهرمان و نجات دهنده بیابد و بار دیگر مدافع خویش و اصلاح طلبی حتمی را نبینند!؟
البته هر چند در مثال مناقشه نیست! و نویسنده نیز قصد توهین به کسی را ندارد، اما وقتی در جامعه اش میبند آنکس که جز دروغ و نکبت و گرانی و قحطی چیزی برای مردمش به ارمغان نیاورد و میلیاردها دلار از پول نفت مردم در میان جیب عزیز دردونه ها مفقود گشته است!… و وقتی میبند که در کشورش آدمی خوب و اما بی تفاوت نسبت به زندانی شدن آزادی و اندیشه ها و تخریبها و ناحقی ها سالها سکوت میکند و جز نقاشی بر بوم کاری مهمتر را نمی یابد!به یکباره می آید و میشود قهرمان عده ای اصلاح طلب!؟… چاره ندارد جز استفاده از چنین مثالها و ضرب المثلهایی…و…
و اما براستی چرا به میر حسین رای نمیدهم؟
به او رای نمیدهم چون ۲۰ سال سکوت کرد و این سکوت نه از سر اعتراض به عملکردها و ستمها و کجرویها بود، که در زمان ریاست خویش اعدامها فراوان شد و لب نازنین را از هم نگشود!؟
در ۲۰ سال سکوتش، نو اندیشان و روزنامه نگاران و نخبگان پشت میله های زندان میرفتند و نشریات فله ای تعطیل میشد و او هیچ دم بر نیاورد!؟
به او رای نمیدهم چون زمانی که نونهال اصلاحات نیاز به یاری داشت او سکوت کرد و هیچ نگفت!؟
به او رای نمیدهم چون او هم، مانند آن یکی عوام فریبی میکند و با شال سبز و نگین عقیق از اندیشه و حق آزادی بیان و قلم و حق حیات ملت عبور میکند!؟
به او رای نمیدهم چون او خویش را اصلاح طلب نمیداند اما اصولگرایی اصلاح طلب میداند که میخواهد اصلاحات را به ناکجا آباد باز گرداند!؟
به او رای نمیدهم چون میرحسین خود را اصولگرای اصلاح طلب میداند، و نه اصلاح طلبی که اصولی دارد!؟
رای به او نمیدهم چون او هم مانند آن اصولگرای دیگر، از احساسات دینی مردم (رنگ سبز و شال و نگین)برای جذب رای دریغ نمیکند!؟ و با اینکار حتی خود را روشنفکری دینی نمیداند!؟
به میرحسین رای نمیدهم چون او کرامت و هویت ایرانی را فراموش کرده و هر ایرانی را یک ستاد میبیند !؟
به او رای نمیدهم چون او وقتی رسانه ملّی ندارد هر انسان ایرانی را یک رسانه میداند!؟
به او رای نمیدهم چون به بازگشت می اندیشد و به دوران خویش! آنزمان که گزینشها آمدند و سانسورها گسترده شدند. آنزمان که صفهای طولانی کوپنی سیگار و تنباکو و نفت و صابون و پودر رختشویی کرامت انسانی را لگدمال میکرد!؟…
آن دورانی که نه مثل امروز دانشجویان را ستاره دار میکردند که پیش از کنکور دانشجویان ممنوع به حضور در جلسه امتحان و ثبت نام میشدند!؟ دورانی که در خیابانهای تهران بر دختران به اصطلاح بد حجاب اسید میپاشیدند و موهای بیرون آمده از زیر روسری قیچی میشد و بعد یک توسری…!؟
به او رای نمیدهم چون پیش از آنکه خود را به مردم و نسل جوان بشناسد و پیش از آنکه برنامه ای داشته باشد به نقد و ایراد از دولتی ضعیف می پردازد که بخاطر ناپختگی و کم تجربگی و البته وجود تحجر فکری در پشت آن حتی توان دفاع منطقی از خویش را زدوده است.
به او رای نمیدهم چون موسوی نگفته است که پایبند به جامعه مدنی است و در مورد حقوق زنان به چه می اندیشد و حقوق بشر در کجای برنامه نانوشته اش قرار دارد!؟
به میر حسین رای نمیدهم چون عمل او را قبلا دیده ام و در آینده اش ابهام بسیار میبینم…
و به او رای نمیدهم چون او از جنس ما نیست و از جنس اصلاحات نیست…
به او رای نمیدهم چون او اهل تحزب نیست و حاضر نیست نام حزبی بر بالای ستاد انتخاباتی اش زینت بخش ستادش شود!؟
به او رای نمیدهم چون او ثابت کرده است اهل مقاوت و ایستادگی نیست حتی اگر مرد بزرگی چون خمینی پشتیبانش باشد!؟
به او رای نمیدهم چون او هم پاکتهای ۱۰ هزارتومانی به روحانیونی میدهد که به دیدارش آمدند!؟
به او رای نمیدهم چون به عهد و قولش پایبند نیست…optical amplifier
به او رای نمیدهم چون نوشته بود و رسما گفته بود که برایش عکس چاپ نکنند و به نوشته ای پشت شیشه مغازه ها کفایت کنند اما چنین نکرد و از هر نامزدی بیشتر و از هر دوره ای بیشتر عکس و تصویر و بنر و تراکت چاپ کرد و منتشر کرد!؟
رای به او نمیدهم چون او بیش از بیست میلیون پوستر و عکس چاپ کرده و …
به او رای نمیدهم چون او مستقل نیست و دیگری در پشت او به کمین من و ما نشسته است…
و اما کروبی… بزودی در پست بعدی وبلاگ خواهم نوشت….
یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ در ۲:۳۰ ب.ظ
سلام
دوست عزیز
اگر ایجابی بنویسیم بهتر از این گونه سلبی نوشتن است.
مشکل کشارکت است نه فرد کاندیدا.
یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ در ۳:۰۶ ب.ظ
baba laghal ye bar bekhoon bebin cheghad ghalat tooshe khatta jabejas ghati shode paragerafa ba ham
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ در ۸:۳۱ ق.ظ
با نظر شما بسیار بسیار موافقم . آنروزی که همه بزرگان از این آقای محترم و بقولی بچه کمونیست خواستند که بیاید گفت معذورم !؟ کروبی گفت دولت اعتلافی بازهم نشد !؟ ناطق نوری !؟ هاشمی رفسنجانی !؟ و محمد خاتمی ، روزی را که خاتمی با حال پریشان اعلام کرد که از پیش موسوی می آید و بازهم ایشان قبول نکرده اند و گفتند ملاحظاتی دارند ولی نمی توانم مردم را بیشتر از این منتظر بگذارم ! مثل ویدئو از ذهنم پاک نمی شود فقط نمی دانم چرا یکمرتبه درست به فاصله چند روز از کاندیدا شدن خاتمی تمام ملاحظات کنار رفت ؟ یکمرتبه تخم کفترها کارخودشان را کردند و دهان این محترم خان که بیست سال است مهرموم شده بود گشوده شد ! چه گوشده شدنی ؟یکمرتبه چرا خاتمی میدان را خالی کرد ؟ خاتمی بچه ننه بود ؟ خاتمی آمده بود که هرکس دیگری آمد برود ؟ به راستی خاتمی اینقدر کوچک شده ؟ حرف زیاد است خودتان جواب سئوالات را پیدا کنید بقیه حل می شود !!!!!
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۷ ق.ظ
سلام
موفق باشید، به امید مشارکت بالای ۷۰%
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۴ ب.ظ
پس به كي راي بدهيم كه اين سرطان دوباره رئيس جمهور نشود؟ بسياري از آن مواردي كه در دهه ۶۰ اتفاق افتاد مثل كشتار ۶۷ يا جريان اسيد پاشيدن ها تحت قدرت افراد و گروههاي ديگر بوده است نه نخست وزير. ولي يك پيشنهادي براي شما دارم ! شما به هر كه دوست داريد راي دهيد غير احمدي نژاد؛ فقط راي دهيد!!
پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۱۱ ب.ظ
[…] عکس چرا به میرحسین موسوی رای نمیدهم؟ احمدی نژاد در هاله نور شب شد خرداد […]
یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ در ۶:۰۴ ق.ظ
< خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/>