خدایا تخم کین آیین گشته همه مردم چرا کافر گشته؟
خدایا خانه ام آوار گشته چرا ایران من ویران گشته؟
یلی افتاده و گریان گشته برای مردمش بیمار گشته
خدایا باراله ها،آخرینا چرا کشور سیه، بی نور گشته؟
خدایا کن بدور غم را ز ایران که قلبم از غمش مملو گشته
تو ای یارا بگیر ما را در آغوش که ملت جملگی خاموش گشته!
خدایا بار اله ها یکتاها بتِ ما مردمان الله گشته!
دریغا ای دریغا ای دریغا! که کاخ گنبدی کعبه گشته!
ز دست بت پرستان داد آرم که پاکی از وطن هجران گشته!
*******
زجان و از دلم فریاد سر آرم چه کس نور وطن،خاموش کرده؟
به دل سر میدهم جانان فریاد! که میهن،ناخوشی لبریز کرده
من از عشق وطن شاداب گردم تمام عاشقان آگه کرده
چه راحت میدهم جانرا بجانان اگر دشمن به میهن روی کرده
*******
بیا کشور زتاریکی رهانیم همه پوران و آیینش بخوانیم
بیایید یک صدا فریاد آریم برای مردمان شادی بیاریم
بریم دستان خودرا سوی معبود زدل این جمله را باهم بخوانیم
خدایا بهر نانی ما نمیریم برای کشور و ملّت بمیرم
————————————————————————
*گورستان
چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۹ ب.ظ
سلام…
آپم خوشحال ميشم بياين…
منتظرم…
تا يه جاي ديگه و يه وقت ديگه….خداحافظ همين حالا!!!
یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۷ در ۵:۴۸ ق.ظ
شعر شما زیبا بود.درود بر شما.به امید دیدار
یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۷ در ۲:۰۲ ب.ظ
سلام
وطن قربانی زیاد میخواهد برای رسیدن به سبزه زار آزاد وطن خون میخواهد و رهایی…
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸۷ در ۲:۵۸ ب.ظ
سلام
” اللهم العن قتلة اميرالمومنين”
شهادت جان گداز امیر المومنین را به شما تسلیت می گم
ما به روزیم بیاین و نظر بدین که نظر ات شما باعث زیبا شدن وب ما می شه منتظر شما…………………………
موفق باشیییییییییی
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۲۶ ب.ظ
سلام
شعر زیبایی بود.
من یه بار نظر دادم در مورد این شعر زیبا اما نمی دونم چرا ثبت نشده.
من عاشق وطنم ایران هستم و با بیت آخر شما کاملا موافقم.
موفق باشی.
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۳۸ ب.ظ
سلام دوست عزیز
ممنون که سر زدی
خودت و این عشق بلندت پاینده باشید
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۳:۵۲ ق.ظ
سلام علیکم و رحمه ال..
درد من درد نبودِ غیرت!اینجاشو خوب اومدین..
این روزا التماس دعا اخوی
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۳۲ ق.ظ
جادوگر اپه.
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۳:۵۸ ب.ظ
خیلی قشنگ بود
مرسی
اختر
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۲۴ ب.ظ
سلام
وطن يعني همه آب و همه خاک ………… وطن يعني همه عشق و همه پاك
به گاه شيرخواري گاهواره………………….به روز و درد پيري ، عين چاره
وطن يعني پدر ، مادر ، نياكان……………به خون و خاك بستن عهد و پيمان
وطن يعني هويت ، اصل ، ريشه ……………… سرآغاز و سرانجام هميشه
وطن يعني محبت ، مهرباني ……………………. نثار هر كه داني و نداني
وطن يعني نگاه هموطن دوست………….. هر آنجايي كه داني هموطن اوست
وطن يعني قرار بيقراري……………………… پرستاري ، كمك ، بيمارداري
وطن يعني هواي كوچه ي يار………………در آن كو دل شكستن هاي بسيار
نگاهي زيرچشمي ، عاشقانه………………………..به كوچه آمدن با هر بهانه
وطن يعني غم همسايه خوردن…………………..وطن يعني دل همسايه بردن
وطن يعني زلال چشمه ي پاك………………وطن يعني درخت ريشه در خاك
ستيغ و صخره و دريا و هامون…………ارس ، زاينده رود ، اروند ، كارون
دنا ، الوند ، كركس ، تاق بستان…………………..هزار و قافلانكوه و پلنگان
وطن يعني بلنداي دماوند…………………….شكيبا ، دل در آتش ، پاي در بند
وطن يعني شكوه اشترانكوه……………………….به درياي گهر استاده نستوه
وطن يعني سهند صخره پيكر………………………ستيغ سينه در سنگ تمندر
وطن يعني وطن استان به استان……….خراسان ، سيستان ، سمنان ، لرستان
كوير لوت ، كرمان ، يزد ، ساري……………..سپاهان ، هگمتانه ، بختياري
طبس ، بوشهر ، كردستان ، مريوان……………..دو آذربايجان ، ايلام گيلان
اراك ، فارس ، خوزستان و تهران………….بلوچستان و هرمزگان و زنجان
وطن يعني سراي ترك با پارس ……………….. وطن يعني خليج تا ابد فارس
بهشتي چشم را گسترده در پيش ……………. ابوموسي و مينو ، هرمز و كيش
وطن يعني همه سازندگي ها ………………… رهايي از تمام بندگي ها
بريدن دست غير از گردن نفت ……………… صلاي صبح ملي نفت
وطن يعني ز هر ايل و تباري…………………….وطن را پاسباني ، پاسداري
وطن يعني دلير و. گرد با هم……………………وطن يعني بلوچ و كرد با هم
وطن يعني سواران و سواري…………………..لر و كرد و يموت و بختياري
همه يك جان و يك دل بودن ما……………………….به دامان وطن آسودن ما
وطن يعني دلي از عشق لبري ………………….. گره باف ظريف فرش تبريز
وطن يعني هنر يعني سپاهان ……………………… حرير دستباف فرش كاشان
وطن يعني كتيبه در دل سنگ ………….. تمدن ، دين ، هنر ، تاريخ ، فرهنگ
وطن يعني همه نيك و بهنجار …………….. چه پندار و چه گفتار و چه كردار
وطن يعني شب رحمت ، شب قدر………شب جوشن ، شب روشن ، شب بدر
وطن يعني هم از دور و هم از دير………سده ، نوروز ، يلدا ، مهرگان ، تير
وطن يعني جلال مانده جاويد…………………ستون و سر ستون تخت جمشيد
هزاران نقش و خط مانده در ياد……………صبا ، كلهر ، كمال الملك ، بهزاد
نكيسا ، باربد ، افسانه و چنگ…………………سرود تيشه ي فرهاد در سنگ
سر و سرمايه هاي سرفرازي………………..ابوريحان و خوارزمي و رازي
به اوج علم و دانش رهنوردي……………….ابونصر ، ابن سينا ، سهروردي
به بحر عشق و عرفان ناخدايي…………….عراقي ، رودكي ، جامي ، سنايي
وطن يعني به فرهنگ آشنايي ………………………. در لفظ دري را دهخدايي
وطن يعني جهاني در دل جام……………………….وطن يعني رباعيات خيام
وطن يعني همه شيرين كلامي……………………..زفاف عشق در شعر نظامي
وطن يعني نگاه مولوي سوز………………حضور نور در شمس شب و روز
وطن يعني پيام پند سعدي………………………. زبان پيوسته در پيوند سعدي
وطن يعني هوا و حال حافظ………………………..شكوه باور اندر فال حافظ
وطن يعني تبيره ، دمدمه ، كوس…………………طلوع آفتاب شعر از طوس
وطن يعني شب شهنامه خواندن…………..سخن چون رستم از سهراب راندن
وطن يعني رهايي زآتش و خون ………………… خورش كاوه و خشم فريدون
وطن يعني زبان حال سيمرغ……………………حديث يال زال و بال سيمرغ
وطن يعني اميد نا اميدان ………………………….. خروش و ويله گرد آفرينان
وطن يعني لگام و زين و مهميز……………..سواران قران و رخش و شبديز
وطن يعني گرامي مرز تا مرز……………….وطن يعني حريم گيو و گودرز
وطن يعني دل و دستي در آتش ……………….. روان و تن ، كمان و تير آرش
وطن يعني شبح يعني شبيخون………………وطن يعني جلال الدين و جيحون
وطن يعني به دشمن راه بستن………………………به اوج آريو برزن نشستن
وطن يعني دو دست از جان كشيدن …………… به تنگشتان و دشتستان رسيدن
زمين شستن ز استبداد و از كين ……………… به خون گرم در گرمابه ي فين
وطن يعني اذان عشق گفتن …………………… وطن يعني غبار از عشق رفتن
نماز خون به خونين شهر خواندن ………………. مهاجم را ز خرمشهر راندن
سپاه جان به خوزستان كشيدن………………شهادت را به جان ارزان خريدن
وطن يعني هدف يعني شهامت………………..وطن يعني شرف يعني شهادت
وطن يعني شهيد ، آزاده ، جانباز………….شلمچه ، پاوه ، سوسنگرد ، اهواز
وطن يعني شكوه سرفرازي………………………وطن يعني ز عالم بي نيازي
وطن يعني گذشته ، حال ، فردا ………………… تمام سهم يك ملت ز دنيا
وطن يعني چه آباد و چه ويران ………….. وطن يعني همين جا ، يعني ايران
ببخشید که همه ی شعر را آوردم… نمی توانستم قسمتی را بنویسم . همه مهم بودند…. و همه ی این ها هویت ما هستند…
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۵۱ ب.ظ
شعر زیبایی بود.
من یه بار نظر دادم در مورد این شعر زیبا اما نمی دونم چرا ثبت نشده.
من عاشق وطنم ایران هستم و با بیت آخر شما کاملا موافقم.
موفق باشی.
پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷ در ۱:۱۰ ق.ظ
سلام…
قسمت نبود ديگه….
آپم … دوست داشتيد يه سر بزنيد…
خداحافظ همين حالا!!!
پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷ در ۲:۲۱ ق.ظ
سلام سید عزیز
ممنون که فراموشم نکردی
بله باید همچنان ادامه داد تا به هدف رسید. ضمنا در صورت تغییر لینک خبرم کن(منظورم آدرس جدید وبلاگ شماست که اگر لازم باشه به این آدرس جدید تغییر دهم)
پاینده باشی
یاهو
پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۷ ب.ظ
سلام.
راستش بعضی وقتها فک می کنم شما گرایش ناسیونالیسم لیبرالی دارین.البته شوخی کردم.
خدا به حق این روزها نظرشو از کشور عزیزمون برنداره.
راستی در مورد ایمیل نمیدونم چی بگم.من سردرگمم فعلا.خوب خود نظر شما راجع به اون موضوع چیه؟
یازهرا.
پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷ در ۳:۵۵ ب.ظ
سلام.از لطفت متشکرم
پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷ در ۸:۲۱ ب.ظ
سلام آقاي احمد پور وقت تون بخير
از اين كه هنوز به ياد همسايه تون هستيد ممنون خوشحال شدم ديدم هنوز فراموش نشدم
من را ببخشيد اگر خيلي دير اومدم
قلمتان هميشه توانا مثل هميشه با جرات و با قدرت مينويسه
زجان و از دلم فریاد سر آرم چه کس نور وطن خاموش کرده؟
براي من اين سوال يك جواب داره هموني كه الانه
كلي سيه روزي رو وطن سايه انداخته همه ي ما يك جورايي با يكي يا چند تا از اين سيه روزي ها درگيريم
پناه مي برم به خدا ازدست مصبب اين سياهي ها
نماز و روزتون قبول درگاه حق
موفق و پيروز باشيد
پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷ در ۸:۳۸ ب.ظ
سلام و عرض احترام…آرزوی سلامتی و شادکامی شما …وطن دوستیتون قابل ستایش است..
جمعه ۵ مهر ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۷ ق.ظ
سلام دوست عزيزم
خيلي خوشحال و بسيار ممنونم كه از بلاگم ديدن كردين
وبلاگتان كه نشان از تراوش انديشه هاي متعالي است فوق العاده است
دست مريزاد
جمعه ۵ مهر ۱۳۸۷ در ۲:۳۶ ق.ظ
چه زبان حالمان مشترک است والامقاما!
فکر میکردم برای این شعر
چند سطری نوشتم
همه اش توهم بود اما. ننوشته بودم. مثل اینکه سخت درگیری با این روزگار فضایی مان کرده
راستی
ممنون از لطفتان و
مخلصیم زیاد.
شاد و موفق باشید
تا آزادی ایران و ایرانی
شنبه ۶ مهر ۱۳۸۷ در ۱:۴۳ ق.ظ
سلام
آمین
ممنون از حضورتون درآرامش طوفانی
شنبه ۶ مهر ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ب.ظ
سلام
ببخشید خیلی وقت بود نیومده بودم
.قت سر خاروندن نداشتم
حالا آپم بیا
دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷ در ۵:۵۰ ق.ظ
سلام استاد عزیز !
مضمون و محتوا و دغدغه زلال مواج در شعر شما واقعا ستودنی و تحسین برانگیز است اما متاسفانه قالب و قافیه و ردیف آن اشکالاتی دارد . لازم است توسط شاعری آشنا با عروض و قافیه تصحیح شود .
با عرض معذرت از فضولی و جسارت ! ش. مطهر
دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷ در ۳:۳۲ ب.ظ
سلام.
همون ایمیلی که خودتون واسم فرستاده بودین.منظورم نظر خودتون راجع به ایمیل.همین.
سه شنبه ۹ مهر ۱۳۸۷ در ۳:۴۸ ب.ظ
سلام….
آپم… دوست داشتید بياين و نظرتونو بگيد…خوشحال ميشم…
منتظرم….
تا بعد[بدرود]
سه شنبه ۹ مهر ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۴ ب.ظ
حلول ماه شوال براي حضرت آيت الله العظمي صانعي اثبات گرديده و فردا چهارشنبه عيد سعيد فطر مي باشد
جناب احمد پور عزیز عید شما مبارک
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۷ در ۱:۲۵ ق.ظ
سلام دوست من
مطالب پر بارت رو خوندم و استفاده کردم
من هم به روز هستم و منتظر نقد و نظر و البته اعلام سلام شما
بدرود تا درودی دیگر
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۷ در ۷:۴۲ ق.ظ
سلام
عيد فطر بر شما مبارك باد
نماز و روزه هايتان قبول در گاه خدا
لحظه هايتان هميشه سبز
در پناه خدا - موفق و پيروز باشيد
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
سلام
سخنان معصومين(ع) : روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است، و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد
عید سعید فطر مبارک باد
به روزم بیاین خوشحال می شم .منتظر شما…………………………
در تمام مراحل زندگی آرزوی موفقیت برای شما دارم
خدا یار و نگهدار شما
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۷ در ۶:۵۰ ب.ظ
حضرت استاد عزیز!
عید فطر بر شما مبارک باشد!
امید که روزگار، هر ثانیهاش بر شما و عزیزانتان خوشتر بگذرد.
دیر زی شاد!
پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۷ در ۶:۲۸ ب.ظ
سلام برادر ! چرا آپ نمی کنی ؟
دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۷ در ۲:۳۲ ب.ظ
شايد وطنت ارزش جون دادن داشته باشه
اما بعضيا خيلي روشون زياد ميشه
وطني كه ازش دم ميزني خيلي وقته سوخته
دلم ميسوزد از باغي كه ميسوزد
نه ديداري
نه بيداري
نه شمع مونده در راهي
نه دستي از سر ياري
مرا اشفته ميسازد
چنين اشفته بازاري
مطالبت جالب و خوندني بود
موفق باشي
دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۹ ب.ظ
سلام
منتظر پست جديدتان هستم
چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۷ در ۹:۳۵ ق.ظ
سلام
دوست من!
شعر زیبایی است!
هر چند محتوای خوب و پر معنایی دارد اما قالب آن می تواند زیباتر باشد و رعایت ردیف و قافیه زیبایی آن را چند برابر خواهد کرد.
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۸ ب.ظ
سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
اشعار زیبایی بود … خواندم و استفاده بردم
موفق باشید
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۹ ب.ظ
ببخشید ادرس وبلاگم رو اشتباهی درج کردم که تصحیح شده
موفق باشید
دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۵ ب.ظ
شيخ امد اما…
سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۸ ق.ظ
سلام جناب…
خسته نباشيد
ممنونم در مدتى كه نبودم به وبلاگم سر زدي.
هنوز قلمت كوشاست …و هميشه كوشا باشد.
موفق باشيد
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷ در ۱:۵۰ ب.ظ
سخت خواهد بود مرگم
من خـدا با خود ندارم
این تهی بی یار و بی کار
شرم دارم دل ندارم
در پیِ هر امر باطل
خاطرت آزرده کردم
سرورم یکتا نیازم
بی وجودت سردِ سردم
نیستی نطفه اش از آغاز
از زمین و دیدنی بود
تا دلم دیگر ندید و
خاکِ سرد با تن گره خورد
آن وساوس روحِ شیطان
آن پلیدی رنج و نِسیان
هر دم آزارد بلرزاند تنم
هر چه بی تو سِیر کردم ای فغان
یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷ در ۹:۳۹ ق.ظ
درود بر همشهری ستاره سهیلم!
کامنت زیبایت را دیدم
سپاسگزارم
ایام بکام
یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۲ ق.ظ
این پند آخر کولاکه
حتی اگر برای بارهای متوالی و تکراری
باز بخونمش.
شاد زی!
تا آِزادی ایران و ایرانی
یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۵ ب.ظ
وطن يعني چه آباد و چه ويران
وطن يعني همين جا ، يعني ايران
امیدوارم وطن یه روز همونی بشه که همه ما آرزوشو داریم و فاصله نگیره از آرمان های اسلامی و انسانی
تا بعد…
جمعه ۳ آبان ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۲ ق.ظ
موفق باشيد
جمعه ۳ آبان ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ق.ظ
یک تلنگر!
جمعه ۲۴ آبان ۱۳۸۷ در ۷:۳۴ ب.ظ
با سلام و عرض ارادت،پس از مدت ها موفق به روئيت وبلاگ شما شدم.بسيار جالب بود.موفق و مويد باشيد
یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۴ ق.ظ
سلام خوبین ممنون به من سر زدین.
سه شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷ در ۱:۰۲ ب.ظ
سلام
آسمان کو کهکشانم
کهکشان کو زمینم
زمین کو وطنم
…..
پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۸۷ در ۱:۲۷ ب.ظ
دور بی انتها
یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ در ۸:۲۳ ق.ظ
خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/
سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸ در ۳:۳۹ ب.ظ
خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/
یکشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۸ در ۴:۰۴ ق.ظ
[…] متن کامل را اینجا کلیک کنید […]