مرداد ۰۷
ای بختیاری درد من درد دل است
درد زخم کهنه ایل من است
درد من درديست زخوابستان درد
درد دوری از صفای ایل مرد
درد من درد نبودِ غیرت!
ایل من کجاست آن سیرت؟
همتباران درد ما درد خطاست
درد دردستان و هم بیسوی ماست!
رنج ایلاتِ جنوب و شرقیان
درد دوری از وجود پیران!
پر شد است پیمانه این شیران
کشته ما را مکر این مزدوران!
ایلیات! درد رنجی در دلم واويلاست
بغض یادها مانده از دوردست هاست
هم ركابم،هم سخن اي ايل مرد
یاد یاران یاد گشت ای شیر مرد!
باتو هستم ایل من ای ریشه ام
بی تو هیچ نیست در دل و اندیشه ام
بانگ دردت از دلم دیلق* کشد
دود و آهت از سرم بیرق* کشد
بانگ ما بانگ رهاییست ای وطن
بانگ ما را گوش بکن ای هموطن
درد ایل درد بزرگیست در وطن
ایل نباشد مرده ایم ما در وطن
*به گویش بختیاری یعنی:سوزش دل/گرمایی که از سر اضطراب در دل احساس میشود
*پرچم
سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷ در ۴:۵۹ ب.ظ
سلام
عید مبعث تبریک عرض می کنم
شرمنده که دیر تبریک گفتم
مثل همیشه زیبا بود
به منم سر بزن
موفق باشید
سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۶ ب.ظ
سلام آقای احمد پور لحظه هایتان به خوش طعمی سیب
فردا روز عید من مبعث پیامبر رحمت و مهربانی را به شما تبریک میگویم آقای احمد پور یک عذر خواهی را از طرف من بپذیرید به علت این که چند روز کامپیوتر خراب بود و امیدی نمیرفت امروز درست بشه از یکی از دوستان وبلاگ نویس خواهش کردم از طرف من این عید را به شما تبریک بگویند ایشان همه از لطفشون ممنونم اما چون ایمیل من را نداشتند خود سایت را به ایمیل نوشتند عذر خواهی من را بپذیرید
به امید آن روز که رها شویم شعر بسیار زیبایی بود برخواسته از درد ببینید درست متوجه شدم ایل منظورتان خود سرزمینمان ایران است از شرق تا غرب این سرزمین
آقای احمد پور من امشب مطلب جدیدی را توی وب خواهم گذاشت سعی کردم در مورد آزادی شادی و پیشرفتی باشه که مسدود شده خوش آمدید به وبلاگ من امیدوارم غیرت در دلهایمان بیدار شود تا راهیی را لمس کنیم شاداب و سلامت باشید
چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۹:۵۹ ق.ظ
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
کوچک تر حتا
از گلوگاه یکی پرنده!!!
چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۱ ب.ظ
سلام عزیز خوبی
شعر زیبایی بود
با متنی تازه و خبری جدید منتظرتم [گل]
آپ کردم [گل]
چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۴:۳۱ ب.ظ
درود سيد
ديلق خومون دي رهده تا تي خدا ….
آرمونامونم همه رهنه به كوري ….
چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۴:۴۳ ب.ظ
سلام. برایتان موفقیت و سربلندی آرزو دارم.
چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۶:۵۴ ب.ظ
به رسم ادب سلام….
پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۱ ب.ظ
بختیاری درد من درد دل است
درد زخم کهنه ایل من است
سید جان سلام
نه خسته!
واقعا که حظ کردم.
حرف دل من هم میان این شعر شما نهفته است.
ممنون
تا آزادی ایل و وطن
شاد و موفق باشید
پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۲:۳۳ ب.ظ
سلام بر سید بزرگوار
خیلی وقت بود نت نیومدم…
وردارم کوه بگرم برم کله منگار دست و دل یک نیگره سی کی بکنم کار
اما بعد از یه مدت طولانی دوباره برگشتم امیدوارم بتونم مرتب آپ کنم…
بانگ درد بلندی بود…
درد من درد من و ماست ای پدر کز هر طرف می کوبدم چون پتک به سر
بقول احمد شاملو:
حکایتی عجب است این
ندیدی چسان به تیغ کینه فکنداندمان به کوی گذر
مگر شباهتمان با درخت باروری که یک بدانسال افتاده از ثمر دیگر
که سالیان دراز است که این حکایت فقر حکایتی است که تکرار می شود به کرر
خوب این فقر میتونه فقر هر چیزی در هر کسی باشه …
منتظرم …
بدرود
جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ در ۱:۵۹ ق.ظ
سلام
بروز شدي خبر ندادي ؟
بازم مثل هميشه زيبا نوشتي
بروزم و منتظر نگاهت
جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ در ۳:۳۰ ب.ظ
سلام…
ممنون سر زديد…
با اجازه شما رو در ليست پيوندهاي وبلاگم قرار دادم…
تا بعد…!
شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۰۷ ب.ظ
تکیه به شانه ام نکن من از تو افتاده ترم.. ما که بهم نمی رسیم بسه دیگه بذار برم.. کی گفته که به جرم عشق یک عمری پرپرت کنم.. حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم.. من نه قلندر شبم.. نه قهرمون قصه ها.. نه بنده حلقه به گوش.. نه ناجی فرشته ها.. من عاشقم همین و بس .. قصه نداره بی کسیم.. قشنگی قصه ماست که ما به هم نمی رسیم..!!!
به روزم با یک اعتراض زودی بیا
یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۱۵ ب.ظ
سلام
شعر زیبایی است!
گمان می کنم در مصراع “بانگ ما را گوش بکن ای هموطن” به جای “بکن” “کن” به کار برده شود از نظر وزنی آهنگین تر باشد.
دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۱ ق.ظ
سلام
درود بر شما
دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ در ۴:۰۴ ب.ظ
http://mollypolly.persianblog.ir/آپم
چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ق.ظ
روز خبرنگار بر شما وب نویس پر تلاش خجسته باد.
روزنامه نگار ایرانی فعال سیاسی یا راوی بی طرف؟
شما چه فکر می کنید؟
برایم بنویسید در این آدرس:
http://www.azfarshid.blogsky.com/۱۳۸۷/۰۵/۱۵/post-۱۱۱/
با احترام
چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۶ ب.ظ
با سلام
آقای احمد پور اعیاد شعبانیه را به شما تبریک عرض می نمایم
امیدوارم در پناه این بزرگواران همیشه در صحت و سلامت به سر ببرید
دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ در ۳:۲۴ ب.ظ
بانگ دردت از دلم دیلق* کشد
دود و آهت از سرم بیرق* کشد
سلام آقای احمدپور عزیز شعر انسانی و زیبایتان به دل نشست سپاسگزارم
شاد باشید و سلامت
چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۸ ق.ظ
درود بر شما
با فلسفه انتظار از سوشیانت تا مهدی منتظر نظر شما هستم
چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۲۳ ب.ظ
کنسرت گروه موسیقی فراق به سرپرستی پژمان اختیاری و آواز سروش دادیار
۳۰ و ۳۱ مرداد و ۱ شهریور ۱۳۸۷ اصفهان
اصفهان / میدان لاله / خیابان لاله / پشت فروشگاه لاله / تالار هنر
محل فروش بلیط :
فروشگاه اصفهان شیرانی خیابان چهار باغ مجتمع تجاری پارک
آموزشگاه موسیقی درویش خان چهارراه توحید
آموزشگاه موسیقی سپاهان سینا خیابان حکیم نظامی
و محل اجرا
چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۲۸ ب.ظ
کنسرت گروه موسیقی فراق به سرپرستی پژمان اختیاری و آواز سروش دادیار
۳۰ و ۳۱ مرداد و ۱ شهریور ۱۳۸۷ اصفهان
اصفهان / میدان لاله / خیابان لاله / پشت فروشگاه لاله / تالار هنر
محل فروش بلیط :
فروشگاه اصفهان شیرانی خیابان چهار باغ مجتمع تجاری پارک
آموزشگاه موسیقی درویش خان چهارراه توحید
آموزشگاه موسیقی سپاهان سینا خیابان حکیم نظامی
و محل اجرا
پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۲ ب.ظ
با توهم آپمhttp://mollypolly.persianblog.ir/
پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ در ۵:۵۲ ب.ظ
سلام
خوبی؟
دعوت می کنم به وب من هم سر بزنی
یه سئوال هم دارم
شما با آقایان سید عباس احمدپور، سید اکبر و عسکر احمدپور نسبتی داری؟(از مسجدسلیمان)
منتظرم
موفق باشی
جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۶ ب.ظ
salam.shere shoma man ro yade ye shere ashna andakht.
eltemase doa
یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ب.ظ
نبودن…هرگز به تلخيه از دست دادن يك بودن نيست …
دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۳ ب.ظ
سلام زیبا بود
ممنون که اومدید …
چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۸ ق.ظ
فرشته
سلام آقای احمد پور وقت بخیر
از خانم دسانکا ماکسیموویچ از صربستان شعری را توی وبم قرار دادم امیدوارم از خوندنش لذت ببرید
آقای احمدپور من مدتی را دور از وبم خواهم بود
وقتی برگردم حتما به سایت شما خواهم آمد
براتون آرزوی موفقیت می کنم
فرشته
چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۸:۰۲ ق.ظ
درود سید
با زحمتهای ما؟
با مطلبی در خصوص ۲۸ مرداد منتظر نظر ارزشمند شما هستم
یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۷ در ۲:۴۶ ب.ظ
درود بر شما
شاد و پیروز باشید
با بازخوانی اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ منتظر نظر ارزشمند شما هستم
با احترام
دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۸ ق.ظ
سلام….
چند وقتيه نيستيد…؟؟؟!!!!
هی فلانی زندگی شاید همین باشد…
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد …
زخم خوردن
آن هم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست
بی گمان باید همین باشد
تا بعد…خداحافظ!
چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۲ ق.ظ
با ورم ذهنی آپم
پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۰ ق.ظ
سلام….
يك ماهه كه آپ نكرديد….
اميدوارم دليل خاصي نداشته باشه….
تا بعد… خداحافظ همين حالا!!!
دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۸ ق.ظ
سلام دوست عزيز .از اينكه به وبسايت ما سرزديد و نظر گذاشتيد متشكريم . اگر امكان دارد وبسايت ما را پيوند دهيد .متشكريم .
دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ در ۷:۴۳ ق.ظ
لذت بردم از نگاه صميمانه شما به زندگي و از اينكه در عرصه روشنگري رنج سزيف وار مي كشيد عشق كه نيروي دروني آدمي ست شما را تنها نمي گذارد
دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ب.ظ
سلام…
اپ كردم خوشحال ميشم نظرتونو بدونم…
منتظرم…
تا بعد… خداحافظ همين حالا!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ در ۶:۲۰ ق.ظ
سلام علیکم و رحمه ال..
درد من درد نبودِ غیرت!اینجاشو خوب اومدین..
این روزا التماس دعا اخوی.
جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۸۷ در ۱:۴۰ ب.ظ
salam
mer۳۰ k omadi khyli khoshhal shodam web ton khyli khobe bazam biyaid montazer hozore sabzeton hastim
khoda yar o negahdar shoma
شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ق.ظ
saaaalam.lotfan mailaton ro chek konin.
mamnon.
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۱۴ ق.ظ
salamبا سلام و احترام…
با عرض پوزش باز هم میگم من یادم نیست چه سوالی مطرح کردم. تو سنت باکس ایمیلمو هم دیدم. هیچ ایمیلی براتون نفرستاده بودم….
شاید اشتباهی پیش اومده…
در هر صورت عذر میخوام….
شاد و شنگول باشید…
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۲۰ ق.ظ
سلام……..
چند بيتي نوشتم…. با نظرتون خوشحالم كنيد…
منتظرم…
تا بعد…خداحافظ
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۲۵ ق.ظ
سلام آقای احمد پور وقت شما بخیر روز تعطیل خوبی را پشت سر داشته باشید خوشحال شودم که شما را توی وبم دیدم نماز و روزه هایتان قبول درگاه حق
از خانه مجازی به خانه حقیقی رخت بر بسته ام آمدم را نمیدونم کی هست رفتم تا وبم را از حذف شدن نجات بدم این جوری خیلی بهتره
ژناه به خدای بزرگ میبرم از دست کسانی که نمی توانند نظرات و عقیده ی کسانی که مخالفشان هستن را گوش کنن
موفق و پیروز باشید
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ در ۴:۲۹ ق.ظ
سلام
خیلی زیبا بود، فکر کنم هرکسی که عِرق ملی داشته باشه با این شعر کلی سرحال میاد.
مخصوصا با خوندن این دو بیت:
چه راحت میدهم جان را به جانان اگر دشمن به میهن روی کرده
خدایا بهر نانی من نمیرم برای کشورم،مامم بمیرم
به جوانان وطن افتخار می کنیم.
موفق باشید
یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ در ۷:۱۱ ق.ظ
< خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/>
سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸ در ۲:۴۹ ب.ظ
خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/