تیر ۱۴
تو را چه شده است ایران من،مادر!؟
خواب سردی چون افعی
در جای جای وجودت لانه کرده!
برخیز!ای ایران من،مادر
ملحفه خواب را بردار.
بر خیز،ز خوابستان درد،برخیز
خوابستان را فرو افکن مادر
دور کن پوران را ز سایه های خوابستان درد،مادر.
ایران من،مادر!
برخیز که گلهایت
سالهاست روی خوش ندیده اند!
عطر بهاری را در شبنم بلورین
بر برگهای رنگارنگ خویش
افشان نکرده اند.
بر خیز! برخیز ای ایران من، مادر!
سایه خوابستان غم را
زگلستان شادیت برهان.
برخیز ایران من، مادر!
جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ در ۸:۰۴ ب.ظ
بسم حق.وسلام به شما.
ممنون از نظرتون.راستش قراره دست پر بیام ولی فعلا سرم خیلی شلوغه.شدیدا ملتمس دعاییم.
شعرتون قشنگه.البته به نظرم میشه تو چند بعد نگاه کرد:سیاست ایران…اجتماع ایران و بحث فرهنگ …
برخیز ایران من، مادر!…
یازهرا.
***********************
مستانه عزیز منتظر آمدن دوباره ات با دستان پرت هستم.احمدپور
جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ در ۹:۱۱ ب.ظ
درود بر شما و س÷اس از حضورتان
جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ در ۹:۱۱ ب.ظ
ببخشید سپاس
—————————–
ممنون از شما/احمدپور*
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۲:۱۶ ق.ظ
ممنون از نظر لطفتون
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۲:۵۹ ق.ظ
سلام حضرتا!
اصلن دلنشین بود.
و چهقدر هوای امروزمان داشت
بوی همین سیاهیها.
مثل اینکه امید از درون رگهای اندوهبارم نبض بزند.
همانگونه بود.
ممنون
شاد و موفق باشید
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۵۳ ق.ظ
سلام آقای احمد پور مثل صبح تابستون گرم و با نشاط باشید
شعرتون خیلی زیبا بود وقتی خوندمش حس کردم جنین های رشد نیافته ایم در بتن یک مادر
کی رشد پیدا میکنیم تا این مادر از استراحت و خوابش بلند بشه
دور کن پوران را ز سایه های خوابستان درد، مادر
فرزندانی که با درد زاده شدن با درد زندگی میکنند
سرزنده و موفق باشید
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۵۸ ق.ظ
باسلام
مویه گونه ائی بود که مکرر به گوش میرسد بامید صبح صادق
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۹:۴۷ ق.ظ
سلام
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند…
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۲ ق.ظ
salam
merci az hozooretan, sher ziba va manadarist
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۴ ق.ظ
اینجور چیزها بدجوری داغ آدم رو تازه می کنه
بعد از نوشتن یا خوندن هر کدومشون باید کلی با خودمون کلنجار بریم تا آرامشمون رو برگردونیم . فقط برای به دست آوردن یک لحظه آرامش کاذب و توخالی .
اما خسته نباشید و ممنون که گهگاه بهم سر میزنید .
تا بــــــــــعد . . .
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۱ ق.ظ
سلام سید
زیبا بود
یاد ترانه حبیب افتادم:
“ایران بانو مادر من از همه مادرا سره”
روز قلم بر تو و همه کوشندگان عرصه قلم خجسته باد
موبایلت در دسترس نیست. زحمتی نبود تماسی با هم داشته باشیم
قربانت
فرشید
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۱:۳۲ ب.ظ
سلام مگر چیزی دیگر از مادرمان ایران باقی مانده که بخواهیم برخیزد مادر مرده باور کنید
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۸:۱۰ ب.ظ
اگر بخواهی حظمش کنی معلوم است که هضم نمی شود!
ممنون…
طولانی تر از سکوت…
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۵ ب.ظ
mamnoonam be roozam
nabze zamin dar dastan madar ast
یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷ در ۷:۳۴ ق.ظ
درود سيد عزيز
ممنون از حضور سبزت
امروز گرفتار غم و محنت و رنجيم
در داو فره باخته اندر شش و پنجيم
با ناله و افسوس در اين دير سپنجيم
چون زلف عروسان همه در چين و شکنجيم
هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجيم
ماييم که در سوگ و طرب قافيه سنجيم
جغديم به ويرانه، هزاريم به گلزار
یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷ در ۸:۰۴ ق.ظ
باید بیدار شد و برخاست اما چگونه؟
سپاس از شما برای حضور گرمتان
یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۶ ب.ظ
سلام
قصد جصارت نداشتم اما قبول کنید پنج یا شش ساهت توجیه خوبی برای این جور اشتباهات نیست… اگر من و شما که داهیه دار ادبیاتیم اشتباه بنویسیم که باید فاتحه زبانمان را بخوانیم!
شاعر باشید همیشه…
ظولانی تر از سکوت…
یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷ در ۹:۵۹ ب.ظ
جناب احمداپور عزیز سلام و عرض احترام
از حضورتون و لطفتون بی نهایت سپاسگزارم دوست دارم با افتخار پژواک خاموش را لینک کنم شاد باشید و پیروز در پناه خدا
دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷ در ۸:۴۳ ق.ظ
با درود فراوان خدمت سرور عزیز وارجمندم.
از اظهار لطفتون بسیار سپاسگزارم .چون نام شریفتان نمی دانستم بسیار معذرت می خواهم .شعرتان پر از احساس بود قلمتان توانا واندیشه تان تابناک.
دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷ در ۹:۰۱ ق.ظ
سلام خوبید؟ممنون از حضورتون
در مورد کشور ایران باید بگویم رئیس حکومت اسلامی چنان فاتحه خوانده به یکل مملکت اسلامی که مردم دین وایمانشان در گرو بدست اوردن روزی پول درآوردن گذاشتند دیگه خبری از مراسم های دینی واسلامی باآن شکل روحانی وجود ندارد همه فقط ظاهر سازی بیش نیست/در مورد اقتصاد دیگه نگوییم که لوله های نفت در هر خانه ای کشیده شده ومردم به جای آب نفت می خورند/خدا کنه دوره ی بعدی با چشم باز وعقل سلیم به کسی رای بدهند که اسهال در گفتار ویبوست درفکر نداشته باشد.موفق باشید
دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷ در ۷:۱۶ ب.ظ
سلام وقت به خیر
هفت هزار سال افتخار پر
ماها از ایـران چی داریم
فقط قلبشو شکستیم
تخم کینه هِی می کاریم
خلیج فارسـت عرب شد
سعدی حافظ با طرب شد
مولانا سینا رو بردن
همه هستت یک وجب شد
……………… شاد و مهربان
سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۳۸ ق.ظ
با درود بیکران بر عزیز خودم جناب آقای احمدپور.
بسیار مسور شدم از عنایت حضرتعالی ،شما هم بسیار روان شهر می سرائید قلمت پرتوان چهره ات خندان وایام به کام باد.اگربفرمائید ساکن وازکجای این مز پرگهر هستید مزید امتنان خواهد بود .از دور دستتان به گرمی می فشارد وبرایتان آرزوی تندرستی ونیک بختی از ایزد یکتا آرزومندم.
چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۰۸ ق.ظ
ممنونم از محبت ولطف شما جای لبنک ما خالی است!!!
چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۷ در ۸:۵۳ ق.ظ
همتبار گرامی جناب آقای احمدپور سر دیار سرافرازم.
با درود .از اظهار لطفتان بسیار ممنون .سپاسگزارم .من هم بختیاری بچه مسجدسلیمان کارشنس ارشد امورمالی شرکت نفت در اهواز شاعر موسیقی دان شاهنامه خوان برتر در استان خوزستان دبیر جشنواره شعر بنه وار (روستای مان راهدار ) که همه ساله در دوم فروردین برگزار می شود.در خدمت حضرتعالی وهمه یاقوام لر زبان هستم .ازآشنائی شما بسیار خرسندم.موفق باشید.
چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۷ در ۸:۵۹ ق.ظ
ممنون از حضورتان
چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۷ در ۳:۵۰ ب.ظ
خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست
دوست داشتن داشتنی هاست
پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷ در ۲:۰۹ ب.ظ
سلام…اومدم ديدم كه اومدين به وويجر …اومدم كه اومدن شما را ارج بگذارم و سپاس گو باشم…ممنون…
راستي چه نيكو كه با شما اشنا شدم…باشد تا زين پس بيشتر در محضر تان باشم…
پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷ در ۲:۱۵ ب.ظ
سلام
بی اختیار یاد شعر اخوان ثالث افتادم
من این جا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بدآهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
ببینیم هر کجا ایا همین رنگ است؟
…
جمعه ۲۱ تیر ۱۳۸۷ در ۲:۲۵ ب.ظ
«آرنت» می گفت با هر انسانی يك دنيا متولد می شود. ما از خودمان می پرسيم كه با تولد يك وبلاگ گروهی داستان چه می شود؟ نه اينكه جهان ها متولد خواهند شد و در هم ترکیب می گردند و دنیایی منحصر به فرد می آفرينند؟
جمعه ۲۱ تیر ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۸ ب.ظ
سلام آقای احمد پور شب خوبی را داشته باشید
اومدم از شما دعوت کنم یک سری به وب من بزنید یک متن جدید گذاشتم البته با کمک نوشتم اما خوشحال میشم نظرتون را بدونم با تشکر فرشته
پیروز باشید
شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۷ در ۱:۰۰ ب.ظ
سلام وقت به خیر ……. با ترانه ی باقی در خدمت شما هستم . با آرزوی برخاستن دوباره ی این ببر کهنسال گل خورشید شعر بسیار زیبائی بود …. شادو مهربان
شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۷ در ۲:۰۰ ب.ظ
در دیار خواب های طولانی
آنجا که که خواب زمستانی، سال ها خوابیده است
در دره های عمیق جهل
ازقعر نیستی ،
امید سوسو میزند
گویا در آسمان هنوز ستاره ها زنده اند.
ولی من بدنبال خورشیدم
میدانم که ارزانیش نمی کنند
ولی نزدیکی اش را احساس می کنم.
احمد پور عزیزسپاس . نظر بنده را اگر قابل بود منعکس کن .داود
——————————————————————————
خوشا آنان که دایم در امیدند
در سراشیبی ها هم امینند
جناب دکتر از لطف و نظرتان ممنونم نظر شما روشنگر خانه خاموش ماست.
من هم دوست دارم اینگونه باشد که شما گفته اید.ارادتمند/احمدپور
شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۷ در ۷:۳۵ ب.ظ
بسم حق.
اگر خدا بخواهد دوباره آمدیم و هستیم…
یازهرا.
یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ق.ظ
سلام. در پاسخ شما مي توانم بگويم اگر شرح وب را بخوانيد ملتفت ميشويد كه ما از طريق ايميل و يا صندوق پستي و يا حتي حضوري از تجارب ديگران بهره مي بريم و همه آنچه در وب درج شده تجاربي است كه دوستان در اختيار ما مي گذارند و ما فقط كمي ويرايش مي كنيم و فكر نمي كنم موردي باشد كه نياز به تخيلات باشد اگر خوب نگاه كنيم هزاران مورد قابل رويت است .برايتان آرزوي موفقيت دارم
سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۷ ب.ظ
سلام
روز مولایم علی بر شما مبارک باد
سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۳۳ ب.ظ
بسم حق و سلام .به شما برادر گرامی.استفاده کردیم از نظرتان.ولی با این عبارتتان که گفته اید:(بواقع این بینش را ترویج میکند که حکومت و حاکمیت میبایست در نگاه به زیر دستان و اعمال قدرت نمیبایست نگاهی ویژه به دین و مذهب خاصی داشته باشد):خوب همه ما میدونیم که ریاست و پشت میز برای یک انسان چه دین دار و چه غیر دین دار قدرت و منیت می آورد.آیا به نظر شما نمیتوانداین رذیله اخلاقی برای اداره حکومت زیان باشد چراکه جامعه را به فساد و تباهی میکشاند؟آیا در این موقع یک دین آن هم به معنای واقعی آن نمیتواند کارساز باشد؟در واقع مصطلح دین به نظر من اینجا هم میتواند برای جهاد درون باشد و هم بیرون.نظر شما چیه برادر گرامی؟
سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۴۴ ب.ظ
سلام ایرانی عزیز ودوست اندیشمند سپاس فراوان برای حضور پرشکوهتان در سرزمین مظلوم من
شعر زیبایی بود من هم بر این باورم وقت برخاستن است.
برخیز که گلهایت
سالهاست روی خوش ندیده اند!…..
گلهای خوشبوی وطن سالهاست روی خوش ندیده اند…..
چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۳ ق.ظ
درود بر تو پژواک ( احمدپور ) نازنین
ممنون از نظرت در سرای فکر درباره مطلبم با افتخار تو را لینک دادم برای تبادل لینک و نظرات بیشتر.
چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۰۷ ق.ظ
سلام.مهم نیس آقای احمد پور.می دونم کیه.که اینطوری فعلا داره دشمنی میکنه.
مهم نظرشما برادر گرامی بود که دانستم.
ممنون.
یازهرا.
چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷ در ۸:۱۱ ق.ظ
سلام آقای احمد پور
خوشحالم کردید وقتی به وب من سر زدید
روز میلاد با سعادت امام علی (ع) و همچنین روز پدر را به شما و همچنین همگی پدران فداکار ایرانی تبریک عرض میکنم
من کاملا با نظر شما موافقم باید از درون خروشید
تمام لحظه هایتان شاد
موفق باشید
چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷ در ۴:۳۸ ب.ظ
سلام و عرض احترام
میلاد با سعادت امام علی (ع) و روز مرد بر شما مبارک
پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ب.ظ
والا حضرتا سلام!
نه خسته!
آمدیم تا فقط تبریک بگویم روز مبارک پدر را و بگوییم که بهترینها را برای شما از خداوند طلب داریم. امید که خداوند شما را برای فرزندان و خانوادهی گرامی حفظ کناد.
تاخیر را به خاطر قطعی تلفن بپذیرید.
شاد و موفق باشید
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۸۷ در ۱:۱۶ ق.ظ
درود بر شما من وبلاگم را به روز کردم اگر قابل دانستید به ما هم سزی بزنید
با سپاس
سوتیام (نیما )
شو تا بشو گیر، ای خدا، بر کوهساران
میباره بارون، ای خدا، میباره بارون
از خان خانان، ای خدا، سردار بجنورد
من شکوه دارم، ای خدا، دل زار و زارون
آتش گرفتم، ای خدا، آتش گرفتم
شش تا جوونم، ای خدا، شد تیر بارون
ابر بهارون، ای خدا بر کوه نباره
بر من بباره، ای خدا، دل لالهزارون
*****
بس کن! خدا را بیخودم کردی
من در چگور تو صدای گریهی خود را شنیدم باز
من میشناسم، این صدای گریهی من بود
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۸۷ در ۱:۲۰ ق.ظ
سلام وقت به خیر . با تفسیری از عشق در خدمت شما هستم و یک بیوگرافی …. نظر شما درمورد این پرواز بلند چیه …… ؟ شاد و برقرار
شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۷ در ۵:۰۵ ق.ظ
سلام
از اینکه به وبم سر زدی ممنون.
برای اینکه ایران بیدار شود لازم است یکایک ما بیدار شویم.
به امید بیداری فراگیر همه
شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۶ ق.ظ
درود
مصاحبه با پیشکسوت ورزش مسجدسلیمان در وبلاگ:
ایران-خوزستان - مسجدسلیمان
شاد زی
یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷ در ۵:۱۱ ق.ظ
سلام
با رفتنم امدم.
منتظر یادگاری های سبزتان
یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۹ ب.ظ
حادثه سی تیر
بهانه ای برای رفتار شناسی مدنی ایرانیان
http://azfarshid.blogsky.com/۱۳۸۷/۰۴/۳۰/post-۲۱۱
یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷ در ۲:۲۴ ب.ظ
عشق موسیقیاش این وبلاگو از دست ندن :
listen-online.blogfa.com
یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷ در ۹:۵۶ ب.ظ
با درود …
ممنون از حضورتون ….
از ایران مگه میشه دل کند ؟ مگه میشه طعم ایران و چشید و عاشقش نشد ؟
شاد باشید
دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۵۹ ق.ظ
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچو گلوگاه پرنده ئی
هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی ماند.
سالین بسیار نمی بایست
دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی ست
که حضور انسان
آبادانی ست!
همچو زخمی
همه عمر
خونابه چکنده
همچو زخمی
همه عمر
به دردی خشک تپنده
به نعره ئی
چشم بر جهان گشوده
به نفرتی
از خود شونده
غیاب بزرگ چنین بود
سرگذشتِ ویرانه چنین بود.
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
کوچک تر حتا
از گلوگاه یکی پرنده!!!
سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۸۷ در ۱:۱۵ ق.ظ
سلام…
زیبا بود..
موفق باشید…
سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۸۷ در ۸:۰۳ ق.ظ
سلام سلام من متولد شدم و منتظرت هستم .. آخه تولدمه دلمو نشکون زودی بیا..
پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۵۹ ب.ظ
با سلام.
تبريك ميگم به شما بخاطر سايتي كه داريد
من شما را لينك كردم
اگر مايل بوديد من را لينك كنيد
برايتان ارزوي موفقيت ميكنم
جمعه ۴ مرداد ۱۳۸۷ در ۱:۲۲ ق.ظ
دوستی با ما نیست
دوستی کم پیداست
اگر از حادثه حالش پرسی
خود او گم خیالش بر جاست
دوستی گم شده نیست
دوستی با شبهاست
دوره ای بود گذشت از سر ما
شکر اینک فرداست
یک زمان ساده گرفت این دل ما
مهر شد مشکل ما
لیک تا آذر شد
گذران رفتند از ساحل ما
بی بها مادر شد
جمعه ۴ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۳۲ ب.ظ
با سلام و با آرزوی موفقیت برای شما
آپ این دفعه وبلاگ من در مورد شرکت در مسابقه هست اگر دوست داشتید ممنون میشوم شرکت نمایید
شادکام باشید
شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷ در ۶:۳۵ ب.ظ
یاد یک جملهی معروف از امام حسین (ع) افتادم :
اگر دین ندارید . حداقل آزاده باشید .
درود بر آزادی
یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ در ۱:۰۷ ق.ظ
سلام ممنونم که اومدی وبهم سرزدی
امیدوارم ÷یروزوموفق باشی ÷سرسرزمین افتاب من ایران
یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ در ۱:۰۹ ق.ظ
سلام ممنونم که اومدی وبهم سرزدی
امیدوارم پیروزوموفق باشیسرپسرزمین افتاب من ایران
یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ در ۸:۰۱ ق.ظ
درود سید
درد را گفتی تو ؛ درمان هم بگو
منتظر ادامه مطالبت هستیم
یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ در ۵:۳۴ ق.ظ
< خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/>