خرداد ۰۴
ما را پنهان ساخته است!
ابرها ز خشم بارورند!
سینه ها ز شعله افروخته اند!
باران اشک با رعدی
سیلاب خشم آفریده است.
گرد و غبار و درد
ما را فرا گرفته است
ای اشکها ببارید!
از گونه ها نیز فراتر روید!
که در پستوخانه دل
بغضی به بمب بسته اند
ای رعد ای بغض بغرید!
ای اشکها ببارید،سیل شوید
خانه و تن،همه
خاک و درد گرفته اند
ای باران اشک!
در انتظارت عمری![]()
لحظه شمرده ام!
و اینک ترا یافته ام.
ما در خویش آلوده ایم!
ما به اشکی محتاجیم!
درد،رنج،چرک و خاک
ما را فرا گرفته است!
ای ابرها برما ببارید
ای قطره های باران!
ای چکیده از چشمان!
ما را بشویید!
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۲:۱۹ ق.ظ
خاموش چرا؟
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۴:۰۲ ق.ظ
آقا این زیباترین شعر نویی بود که در ساهای اخیر خواندم
اصلا در نویی به نیما گفته زکی و در سفیدی به شاملو گفته تو در نیا که من در آمدم
باز هم ما را با اشعار زیبای خود مستفیذ کنید
خسته نباشید
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۷:۴۱ ق.ظ
باسلام
زیبا و لطیف بود ابر زلال آبی آسمان ودل مالامال از عطش عشق را متصور میسازد.
موفق باشید
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۷:۵۱ ق.ظ
سلام.
یاد شعری از سهراب عزیزم افتادم:
زیر باران باید رفت.
فکر را خاطره را زیر باران باید برد…
اگر باران احساس نبود چگونه می توانستیم دل را شستشو دهیم؟؟؟؟
بدرود
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۸:۳۶ ق.ظ
درود سيد
… سقف آسمان كوتاه
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۱:۰۴ ب.ظ
هو البدیع.
سلام علی آل یس…و السلام علی المرسلین.
وبلاگتون واقعا عالیه.نه اینکه تعریف الکی کنم.خیلی جامع و کامل.اجرکم عندال…
من تبعه خارجی نیستم.یه ایرانی هستم که تو مشهد به دنیا اومدم و تو تبریز هم زندگی می کنم.
وقت گذاشتم که مطالب ماه های قبلتون رو بخونم.
و السلام علی من تبع الهدی.
یا زهرا
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۵:۴۸ ب.ظ
سلام…ممنون خبر داديد…عالي بود…
باور کرده ام دنیا چنان هم با وفا نیست
و بودن یا نبودن انقدر ارزش ندارد
و امروز است می دانم که من باشم ” نباشم
برای هیچ کس دیگر مهم نیست…
اين جمله حرف دلم بود….
تا يه جاي ديگه و يه وقت ديگه….خداحافظ همين حالا…!!!
موفق باشيد
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۷:۰۰ ب.ظ
ای کاش آدم شسته بشه با بارش ! ای کاش ! … ممنون از اینکه به وبم سر زدید … موفق باشید …
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۹:۱۷ ب.ظ
با سلام
آقای احمد پور بغض ها خواهند بارید و زمزمه ها رعد خواهند شد خواهند بارید و دنیا را زیباتر خواهند کرد همت ما می خواهد وبس
از دعوت نامه ای که مرا به خواندن این شعر پر روح دعوت کردید ممنون
یک چیزی ( شعر) همین جوری نوشتم امیدوارم شما را ناراحت نکنه
————————————————-
اینجا ابری نمی باره که روی زمین گل بکاره
اگه ابرک بباره با خودش بها می یاره
شاید نیاد اصلاً بهار
ای ابرکم کم کم ببار
این دل من یک کم می خواهد
جون بگیره ریشه من این رو هر روز از خدا می خواهد
اینجا ابری نمی باره که رو زمین گل بکاره
ابره هیچ دوست نداره رو زمین کثیف بباره
ابرکم پاک میکنم بدی ها را روی زمین
حالا تو ببار روی این سرزمین
می دونم وقت بدیه همه چی بی خودیه
ابر تو ببار دنیا الان همینه
—————————————–
موفق باشید
نوشته بودید شعرم جالبه
هیچ اشکالی نداشت ؟
دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷ در ۲:۳۱ ق.ظ
باريدند و مت بي باده مست شديم و رقصيديم…حاصلش شد يك پست طولاني كه از حوصله ات خارج است…
دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷ در ۲:۳۴ ق.ظ
چقدر با غلط تايپ شد يك خط كوتاه ما . گفته بودم:
باريد باران و ما كه بي باده مست اش شديم و رقصيديم و حاصلش شد يك پست طولاني كه از حوصله ات خارج است…
دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷ در ۱:۱۰ ب.ظ
با سلام و با تشکر از لطفتان
منظر نظرات ارزشمند شما هستیم
موفق باشید
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷ در ۹:۲۶ ق.ظ
سلام و خسته نباشي …
درد،رنج،چرک و خاک
ما را فرا گرفته است!
بسيار زيبا بود …
شاد باشي
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۲ ب.ظ
سلام سلام
من دوباره آپ کردم
از حضورت ممنون مهربان [گل]
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷ در ۵:۰۲ ب.ظ
براي بيان دردها مي تواند كلام مناسبي باشد
موفق باشيد
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷ در ۵:۰۳ ب.ظ
شعر دلنشيني بود
شادكام باشيد
چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۷ ق.ظ
عکسهایی از تجاوز سربازان آمریکایی به زنان در عراق
عکسهایی خیلی خیلی جالب از خاتمی و ….
چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ق.ظ
salam omidvaram khoob bashid
neveshtehaye motanave va jalebi darin sabketan jalebe be man ahm sar ebzanin
be oon yeki weblagham ham sra ebzan lotfan anzar bede
www.behzadraha.blogfa.com
پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۳ ق.ظ
salam doste man in aksja ro man az independent (age dorost neveshte basham) gereftam
payande bashi
جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۱:۱۵ ق.ظ
سلام معركه بود. يعني هست و اميدوارم همينطور بماند.
به خانه ي منم سر بزنيد.
جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۳:۳۳ ب.ظ
سلام
از شما سپاسگزارم.
اما در مورد مسجد سليمان و MIS:
گمان نکنم که آي کسرهي دال مسجد باشد چون :
۱- در آن صورت به جاي M.I.S. بايد ميگفتند M.E.S.
به هر حال مسجد ِ سليمان را اينطوري مينويسند Masjed-e-Soleyman نه به صورت مسجدي سليمان
۲- تا جايي که ميدانم دال مسجد را بيشتر بدون کسره مينويسند و ساکن تلفظ ميشود. درست است که سليمان مضاف اليه است اما حتي در جاهايي هم که نام آن شهر با کسره نوشته است به صورت Masjed-e-Soleyman است نه Masjed-i-Soleyman
۳- برخي هم ميگويندکه M.I.S شايد نام يک شرکت نفت انگليسي باشد. اما من نميدانم کدام شرکت و چرا بايد نام يک شرکت جزو فرهنگ بومي بختياريهاي ساکن مسجد سليمان شود؟
جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۱ ب.ظ
با سلام
از شما دعوت میکنم به وب منم سر بزنید فقط چند تا جمله است
آقای احمدپور شعرتون خیلی قشنگه چند بار خوندمش بهتون تبریک می گویم
موفق باشید
یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ در ۷:۵۲ ق.ظ
درود بر شما
مصاحبه من با رادیو زمانه در زمینه مسجدسلیمان
http://radiozamaaneh.com/special/۲۰۰۸/۰۵/post_۵۶۲.html
دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۷ ق.ظ
حضرت استاد سلام
نه خسته!
خاطرم بود که این مطلب را کامنت گذاشتهام. میبینم که چنین نیست و خاطرم ضعیف شده است.
شعری است مناسب با حال و هوای اکنون من و امروز و روزگارم. دقیق.
ممنون برای شعر.
اما
پیرامون اصلاحات و اصلاحطلبان باید بگویم
روی سخنم با این به اصطلاح اصلاحطلبانی است که از سیبزمینی هم خنثیتر شدهاند و برای اندکی روزگار دنیا، مقابل چه کسانی که سر تعظیم فرود نمیآرند. نمونهاش در همین دولت محمودی بسیار است. کسانی که تا دیروز ادعای اصلاحطلبی داشتهاند و امروز مخلص و مفلس بارگاه با عظمت شدهاند. و گرنه ما خود از زمره دوستداران و هواخواهان باقی و قابل و عبدی و موسوی خویینی ها و گنجی و نوری و امثالهم هستید.
اطالهی کلام را ببخشید.
مخلصیم
شاد و موفق باشید
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی
سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۷ در ۵:۵۰ ب.ظ
سلام سروده ای بسیار زیبا بود ازخواندنش لذت بردم
شادمانه قلمی سبز ومانا باشید
http://tg۶۷.blogsky.com/
چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۳ ق.ظ
salam doste aziz
meci ke amadi va matne ziba ro gozashti
az sher lezat bordam
پنجشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۵ ب.ظ
سلام…
ایام شهادت حضرت زهرا رو به شما تسلیت می گم
ممنونم از اینکه خبرم کردید شعر قشنگی بود این نوشته شما هم مثل بقیه نوشته هاتون زیبا بود
ببخشید ازاین که دیر به دیر سر می زنم…
التماس دعا
موفق باشید
یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ در ۳:۲۵ ق.ظ
…در تنگ دیگر شور دریا غوطه ور نیست
آن ماهی دلتنگ خوشبختانه مرده ست
یک عمر زیر پا لگد کردند او را
حالا که میگیرند روی شانه مرده ست
باز هم شعر ننوشتم…ولی
بایک دلنوشته ی شکلاتی
به شیرینی مرگ
که ردپایی از بعضی شعرام توشه بروزم و چشم انتظار…
یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۰ ق.ظ
سلام
ممنون از حضورتون/خیلی لطف کردید اومدید
موفق باشید
یاعلی
یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۸ ق.ظ
کجایی سید؟
با سفرنامه اصفهان و قم در خدمتم.گله نکن که ندیدمت موبایلت خاموش بود
ارادتمند
یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۲ ق.ظ
شعر بسیار زیبایی بود.
یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۲ ب.ظ
باسلام
زیبا و مانا
دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
سلام
ممنون از حضورتون
کارت.ن خ.ب بود ولی یکم اهنگش کم بود
موفق باشی و پاینده
دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۷ ب.ظ
با سلام
آقای احمد پور وبلاگ شما دیدم جوان غریب ایرانی و تنهایی همونه که خدا را تنها نذاست خوندم خیلی خوندنی بود الان فهمیدم جمله تنهایی همونه که خدا را تنها نذاشت برایم معنی پیدا کرد شما این جمله را زیر یکی از مطالبم نوشته بودید توی یکی از وبلاگها دیدم که نوشته بود هادی قابل را آزاد کنید و هیچ توضیحی نداده بود الان توی وبلاگ شما در موردش خوندم بازم خوندنی داره همه شو بعداً میخونم فقط این چند تا را خوندم
یک چند تا جمله هم توی وبلاکم نوشتم دوست دارم در موردشون نظرتون را بنویسید
موفق و پیروز باشید
چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ق.ظ
دوست بزرگوار جناب احمد پور از شعر زيبايتان پر از مهر و مهرباني است و بغض شكسته اي كه هر از گاهي در دل ابر مي شكند و باران رحمت مي شود . عزيزان و دوست داران هميشه در پيش عزيزانشان گريه مي كنند و سفره دل را باز مي كنند پس چه شده است كه ما را لايق باران نمي دانند .
با تشكر
پيام ميشو
چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۶ ق.ظ
ما را نيز به پيوند هاي خود اضافه نماييد
www.araz it .com
پر بيننده ترين سايت خبري و تحليلي آذربايجان
چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ در ۸:۰۹ ب.ظ
سلام
من بر مي گردم خيلي زود . . .
اونجا كه نوشتم يه مدت همه سر كار بودن واسه اين بود كه تو دانشگاه همه دنبال اين بودن كه نويسنده ي وبلاگ (وبلاگ من ) رو بشناسن حتي مسئول هاي دانشگاه. اونقدري كه چند نفر مامور اين كار شده بودن و خلاصه اينكه نمي دونم كدوم آدم فروشي منو ارزون فروخت . اگه الانم تعطيلش كردم واسه اينكه نوشتن ديگه مث قبل ككيف نمي ده نميشه كسي رو سر كار گذاشت. من ياد نگرفتم كه كوتاه بيام نوشتن تو خونمه و قلمم هم خيلي ركِ
بر مي گردم ولي يه جور ديگه
چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ در ۸:۳۰ ب.ظ
سلام دوست عزیز . ممنون از اینکه نسبت به مطلب من از خودتون توجه نشون دادید . این قصه براساس واقعیت نوشته شده . اما من پس از بررسی ابعاد این حرکت وحشیانه به این دردها و چاله ها پی بردم . امیدوارم تونسته باشم احساسم رو درست بیان کنم . و در آخر باز هم از توجه دوستانه شما سپاسگذارم .
پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ در ۹:۴۳ ق.ظ
زیبا بود مثل همیشه
شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۲ ق.ظ
دیدار با هنرمند مسجدسلیمانی مقیم اصفهان
http://azfarshid.blogsky.com/?PostID=۲۰۱
شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۹:۰۰ ب.ظ
سلام وقت شما به خیر ممنون از تشریف فرمائی شما با شعر بی دریا در خدمت شما هستم ……… شاد و سلامت ……
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۰ ب.ظ
بِا تشکر از شما منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم
موفق باشید
جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در ۶:۲۶ ق.ظ
سلام صبح بخیر آقای احمد پور
در انتظارت عمری
لحظه شمرده ام من
بازم چند تا جمله از من
منتظرتونم من
یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷ در ۶:۳۲ ق.ظ
بسیار زیبا و پر معنا بود. واقعا لذت بردم.
گرد و غبار و درد
ما را فرا گرفته است
ای اشکها ببارید!
از گونه ها نیز فراتر روید!
که در پستوخانه دل
بغضی به بمب بسته اند
دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ در ۷:۴۸ ق.ظ
احساس شما خیلی شبیه حس این روزهای منه…
همه یه بغض و یه آه و یه حسرت با خودشون همراه دارن و لبخند آدما طبیعی نیست
درد این روزا آشنای همه شده…
ممنون از حضورتون و لطفتون
پایدار و پیروز باشید
سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ در ۴:۵۹ ب.ظ
به روزم می شه بیایی
چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
موفق باشيد
چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
مشکلات را مانند بدی ها رها کن و به راه حل ها بیاندیش.
منتخبي از سخنان مسعود صفائي
دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۱ ب.ظ
سلام آقای احمد پور حال شما چطوره امیدوارم که خوب باشید
یک مطلب جدید توی وبلاگم قرار دادم امیدوارم اونو بخونید
موفق باشید
چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۷ در ۲:۴۳ ب.ظ
ممنون كه سرزديد. موفق باشيد.
جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۲ ق.ظ
درود بر شما بنویسید
پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷ در ۳:۱۲ ب.ظ
برايتان آرزوي موفقيت دارم
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ در ۲:۴۵ ب.ظ
خیلی خوب بود و اولین سایت است که نظر دادم.موفق باشید .در اخیر هم درود بر شما
یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ در ۷:۵۰ ق.ظ
خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu
سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸ در ۳:۱۷ ب.ظ
خدا وکیلی این سایت بیخود و مزاحمی است کاش میشد از دستش شکایت کرد
یعنی این:http://boinc.vanderbilt.edu/