بدلایلی تا مدتها نخواهم نوشت! آیا حفظ نظام اوجب واجبات است؟
مهر ۰۸

ندا آقاسلطان/پژواک خاموشدختری مشتی به بالا برده بود

در میان ولوله شعری سرود

شعر او خشم ستم را برفروخت        

قلب او را آتش سربی بسوخت

خشم دشمن شعله ور شد بر ندا     

خنجر و نیزه بسویش شد رها

آتشی بر سینه دختر نشاند             

زندگی از جان پاکش می ستاند

تیر کین بس ضجه داد او را زدرد          

یاد یاران بر دلش آهی فکند

بوسه بر گل را بخاطر می سپرد           

نام ایران را به هر جایی ببرد

بر لب او مُهر خاموشی نشست        این خموشی ……….. را شکست

در نگاهش آسمان جا میگرفت         ……….. را خوب به سُخره میگرفت

لحظه های آخرین مادر بدید               دختری تا آخر دنیا دوید

او ندا بود آن ندای نازنین                   او که خونش پرده بر داشت از زمین

او ندای ملتی آزرده است                  بانگ ملت را به بالا برده است

او ندای مردم ایران ماست                 تا به فردا همره و آوای ماست

ای …… پند گیرید زین سخن           چون نداها بی شمارند در وطن

۲ پاسخ به “ندای نازنین”

  1. فهیمه گفت:

    سلام آقای احمد پور خیلی ممنونم که همیشه به ساحل تنهایی سر میزنید . واسه ی شعری که نوشتید هم متشکرم خیلی زیبا و دلنشینه!
    امیدوارم همیشه منو با نظراتتون راهنمایی کنید!
    شاد و پاینده باشید

  2. farnaz گفت:

    ۱- از محببتون ممنون
    ۲- این شعر فوق العاده بود
    ۳ - در مورد مطلب مرگ یا نا امنی باید بگم مردم از قانون نا امید شدند چون مسلما پلیس پشت و پناه مردم نیست. من به جریانات سیاسی کاری ندارم اما چند سال پیش نصفه شب چند تا دزد گرد کلفت اومدند موقع خواب بالاسرمون . این که چی شد در رفتند همه میگن لطف خدا بوده. همون نصفه شبی که همسایه ها ریخته بودند خونه ما می گفتند به ۱۱۰ زنگ نزنید که اطمنیانی به اونا نداشتند( تازه عید تموم شده بود و رو میزهای پذیرایی ظرفهای خوبمون هنوز چیده بود). بگذریم بعد از ماهها و شاید ۲ و ۳ سال دوندگی آخر سر آقا دزدها از دست ما شاکی شده بودند و ما در دادگاه محکوم که چرا برای این گل پسرها رضایت نمی دهیم. از اموال مسروقه هم اگر شما پشت گوشت را دیدی ما هم دیدیم.

نظر دهید