ای بختیاری درد من درد دل است

درد زخم کهنه ایل من است

درد من درديست زخوابستان درد

درد دوری از صفای ایل مرد

درد من درد نبودِ غیرت!

ایل من کجاست آن سیرت؟

همتباران درد ما درد خطاست

درد دردستان و هم بیسوی ماست!

رنج ایلاتِ جنوب و شرقیان

درد دوری از وجود پیران!

پر شد است پیمانه این شیران

کشته ما را مکر این مزدوران!

ایلیات! درد رنجی در دلم  واويلاست

بغض یادها مانده از دوردست هاست

هم ركابم،هم سخن اي ايل مرد

یاد یاران یاد گشت ای شیر مرد!

باتو هستم ایل من ای ریشه ام

بی تو هیچ نیست در دل و اندیشه ام

بانگ دردت از دلم دیلق* کشد

دود و آهت از سرم بیرق* کشد

بانگ ما بانگ رهاییست ای وطن

بانگ ما را گوش بکن ای هموطن

درد ایل درد بزرگیست در وطن

ایل نباشد مرده ایم ما در وطن

*به گویش بختیاری یعنی:سوزش دل/گرمایی که از سر اضطراب در دل احساس میشود 

*پرچم